دیالوگ

دیالوگ پانصد و نود و پنجم

Posted in 2012 by Bardia Barj on 2012/08/27

علاالدین: من تو یه سفر عرفانی بودم. الان فهمیدم که ظاهرم شبیه دیو میمونه، ولی تو باطنم آدم خوبی‌ام. درست مثل میوه مفروم می‌مونم، ظاهرم سخت و سفته ولی درونم نرم و لذیذ.
نضال: پوووف! نه حقیقتش اینه که تو مثل پیازی. ظاهرت یه آدم خون‌خوار و عوضیه که اگه بازش کنی ده لایه دیگه آدم عوضی زیرشه!

دیکتاتور (The Dictator) – محصول 2012
کارگردان: لری چارلز
دیالوگ گویان: ساشا بارون کوهن (علاالدین) / جیسون منزوکاس (نضال)

(انتخاب از: متین)

.

 

 

 

Advertisements

دیالوگ پانصد و نود و چهارم

Posted in 2005 by Bardia Barj on 2012/08/25

کوپ: من الان 29 سالمه.
هک: تو 31 سالته!
کوپ: حالا کلاً منظورم اینه که سنم دیگه رفته بالا. وقتی به تو نگاه میکنم که ازدواج کردی، نگاه میکنم به چیزی که تو الان داری، به این ثبات و اطمینان خاطر و اعتماد و دوام، خدا رو شکر می کنم که جای تو نیستم!!

من و تو را تصور کن (Imagine Me & You) – محصول 2005
کارگردان: ال پارکر
دیالوگ گویان: متئو گود (هک) / دارن بوید (کوپ)

.

 

 

 

دیالوگ پانصد و نود و سوم

Posted in 2012 by Bardia Barj on 2012/08/23

جاناتان فلین: هیچکس بخاطر خوندن یه داستان خودکشی نمی کنه. هرچقدر هم نویسندگی آدم خوب باشه نمیشه با کلمات کسی رو کشت. یه نظریه دارم، دلیل خودکشی مردم اینه که از خودشون خوششون نمیاد. تنفر از خود. بنظرم تعبیر خیلی منطقی ایه. نه؟
نیکولاس فلین:  تنفر از خود؟
جاناتان فلین: با مفهومش اشنا هستی؟
نیکولاس فلین : آره
جاناتان فلین : البته، شاید سوال این نباشه که چرا اون موقع خودش رو کشته. بلکه سوال اینجاست که چرا تصمیم گرفت تا این موقع زنده بمونه.

فلین بودن (Being Flynn) – محصول 2012
کارگردان: پل ویتز
دیالوگ گویان : رابرت دنیرو (جاناتان فلین) /  پل دانو (نیکولاس فلین)

(انتخاب از: نیما شمس)

.

 

 

 

دیالوگ پانصد و نود و دوم

Posted in 1946 by Bardia Barj on 2012/08/21

بیلی: تو چی میخوای ماری؟….چی میخوای؟ تو ماه رو میخوای؟… فقط لب تر کن تا طناب بندازم دورش و بکشمش پایین…هی…این فکرخیلی خوبیه. من برات ماه رو میارم ماری.
ماری: قبول. بعدش چی؟
بیلی: خوب بعدش میتونی اونو قورت بدی و همش درتو حل میشه می دونی؟ و بعد نور ماه از انگشتای دستها و پاهات و ته موهات میزنه بیرون. من زیادی حرف می زنم؟
(در این لحظه مرد روزنامه به دستی که روی ایوان خونش نشسته بوده با حالت عصبانی بلندشده و می گوید:بله! . بیلی و مری با تعجب به سمت مرد برمی گردند.)
مرد: به جای اینکه اینقدروراجی کنی چرا اونو نمیبوسی؟
بیلی: چی فرمودین؟
مرد: به جای اینکه اینقدر وراجی کنی چرا اونو نمیبوسی؟
بیلی: میگی اونو ببوسم؟
مرد: ااااااه جوونی به درد شما نمیخوره.
بیلی:هی هی صبر کن! هی آقا برگرد اینجا ببینم! الان بهت یه بوسی نشون بدم که مو روی کله ات رشد کنه

این است یک زندگی شگفت انگیز (It’s a Wonderful Life) – محصول 1946
کارگردان: فرانک کاپرا
دیالوگ گویان: جیمز استوارت (جرج بیلی) / دانا رید (مری)

(انتخاب از: مجید شاکری)

.

 

 

 

دیالوگ پانصد و نود و یک

Posted in 1969 by Bardia Barj on 2012/08/19

بیلی: مشکل آزادی چیه؟ مگه هدف همه چی همین آزادی نیست؟
جرج: بله. درسته. همینه. اما صحبت کردن در مورد آزادی و آزاد بودن دوتا مسئله متفاوته. منظورم اینه که، کار خیلی سختیه، وقتی توی بازار خرید و فروشت میکنن، آزاد باشی. البته، هرگز به کسی نگو که آزاد نیست. چون اون وقته که شروع می کنن به کشتن صدمه زدن که بهت ثابت کنن آزادن! اونا باهات درباره آزادی فردی حرف میزنن وحرف میزنن وحرف میزنن. اما وقتی یه فرد آزاد رو میبینن، وحشت زده میشن.

ایزی رایدر (Easy Rider)  – محصول 1969
کارگردان: دنیس هاپر
دیالوگ گویان: دنیس هاپر (بیلی) / جک نیکلسون (جرج)

(انتخاب از: مهران پاکنژاد)

.

 

 

 

دیالوگ پانصد و نود

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2012/08/13

مایکل: ببخشید پدر، چطوری باید فرد تسخیر شده رو از بیمار روانی تشخیص داد؟
پدر خاویر: احتمال اشتباه گرفتن بیماری روانی با تسخیر شدگی زیاده. این به جن گیر بستگی داره که تفاوتشون رو تشخیص بده.
مایکل: پس شما چطوری این کارو میکنین؟
پدر خاویر: راه های زیادی وجود داره. مثلا بیماران اسکیزوفرنی خبر ندارن که تسخیر شدن.
مایکل: خب تسخیر شده ها هم در طول تسخیر از همچین چیزی بی خبرن. درسته؟
پدر خاویر: اما آدمهایی که تسخیر شدن یه دوره هوشیاری و آگاهی دارن. منظورم این بود.
مایکل: اسکیزوفرنی ها هم همینطورن.
پدر خاویر: یه نفر نمیتونه یهو صاحب یه سری توانایی بشه فقط بخاطر اینکه توهم زده. مرد تسخیر شده ای که صداش رو توی این نوار شنیدی آلمانی بود. چطور میتونه یهو بی اختیار روسی حرف بزنه؟
مایکل: چطوری یه پسر بچه که تو یکی از روستاهای آفریقا زندگی میکنه 400 مایل دورتر از اونجا پیدا میشه و ادعا میکنه که آدم فضایی ها دزدیدنش؟ اما ما ترجیح میدیم که بهش بگیم دیوانه و به اون آدم آلمانی بگیم تسخیر شده. فقط بخاطر اینکه اون پسره به آدم فضایی اعتقاد داره، نه خدا.

مراسم (The Rite) – محصول 2011
کارگردان: مایکل هافستروم
دیالوگ گویان: کایران هیندز (پدر خاویر) / کالین ادونوگو (مایکل)

.

 

 

 

دیالوگ پانصد و هشتاد و نهم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2012/08/11

پدر خاویر: ببینم، تو به گناه اعتقاد داری؟
مایکل: بله. فقط فکر نکنم لزوما شیطان باعث و بانی گناهان ما باشه.
پدر خاویر: کسی که مرتکب گناه میشه از شیطانه.
مایکل: خب پس این شامل همهء ما میشه. و اگه همهء ما از شیطان باشیم چطوری میخوایم باهاش مبارزه کنیم؟

مراسم (The Rite) – محصول 2011
کارگردان: مایکل هافستروم
دیالوگ گویان: کایران هیندز (پدر خاویر) / کالین ادونوگو (مایکل)

.

دیالوگ پانصد و هشتاد و هشتم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2012/08/09

مایکل: من به شیطان اعتقاد ندارد.
پدر لوکاس: وقتی یه دزد میاد توی خونه چراغ رو روشن میکنه؟ نه! چون ترجیح میده که تو فکر کنی اون اونجا نیست. درست مثل شیطان.
مایکل: یعنی میخواین بگین عدم وجود اثبات برای شیطان خودش وجود شیطان رو ثابت میکنه؟!؟

مراسم (The Rite) – محصول 2011
کارگردان: مایکل هافستروم
دیالوگ گویان: آنتونی هاپکینز (پدر لوکاس) / کالین ادونوگو (مایکل)

.

 

 

 

دیالوگ پانصد و هشتاد و هفتم

Posted in 2002 by Bardia Barj on 2012/08/06

کلاریسا: اون یه جوری بهم نگاه کرد.
جولیا: چه جوری؟
کلاریسا: یه جوری که بگه زندگی تو ناچیزه، تو ناچیزی، همش فقط زندگی روزانه و کارای هر روزه و مهمونی و… می‌خواست اینارو بهم بگه.
جولیا: مامان این فقط وقتی اهمیت داره که تو فکر کنی حقیقته. خب تو مگه باور داری که این‌طوره؟

ساعتها (The Hours) – محصول 2002
کارگردان: استفن دالدری
دیالوگ گویان: مریل استریپ (کلاریسا) / کلر دینز (جولیا)

(انتخاب از: متین)

.

دیالوگ پانصد و هشتاد و ششم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2012/08/04

همکار خانم: اگه یه ربات واقعا بتونه یه آدم رو دوست داشته باشه، اون آدم در قبال این عشق چه مسئولیتی نسبت به اون ماشین داره؟؟ … این یه سوال اخلاقیه ، نه؟
پروفسور هابی: قدیمی ترینشونه… مگه در ابتدا خداوند «آدم» رو خلق نکرد که اونو دوست داشته باشه؟

هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) – محصول 2001
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
دیالوگ گویان: اپریل گریس (همکار خانم) / ویلیام هِرت (پروفسور هابی)

(انتخاب از: مهران پاکنژاد)

.

دیالوگ پانصد و هشتاد و پنجم

Posted in 2002 by Bardia Barj on 2012/08/02

گوئندورن: اگه بخوام بی‌پرده صحبت کنم…
سیسیلی: همین کارو بکنین. بنظرم هر وقت کسی بخواد چیز غیرمودبانه‌ای بگه میگه بذار رک باشم.

اهمیت ارنست بودن (The Importance of Being Earnest) – محصول 2002
کارگردان: اولیور پارکر
دیالوگ گویان: فرانسس اوکانر (گوئندورن) / ریس ویترسپون (سیسیلی)

(انتخاب از: متین)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: