دیالوگ

دیالوگ سیصد و نود و یکم

Posted in 2004 by Bardia Barj on 2011/07/06

ترور رزنیک: من الان یه ساله که نخوابیدم.
استیوی: یا حضرت مسیح!
ترور رزنیک: آره، از اونم کمک خواستم، فایده نداشت!

ماشین کار (The Machinist) – محصول 2004
کارگردان: برد اندرسون
دیالوگ گویان: کریستن بیل (ترور رزنیک) / جنیفر جیسون لی (استیوی)

.

Advertisements

دیالوگ صد و پنجم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2010/08/17

ملوین پرویس: چه چیزی باعث شده تا این وقت شب بیدار باشین آقای دیلینجر؟
جان دیلینجر: قهوه!

دشمنان مردم (Public Enemies) – محصول 2009
کارگردان: مایکل مان
دیالوگ گویان: جانی دپ (جان دیلینجر) / کریستین بیل (ملوین پرویس)

.

دیالوگ صد و سوم

Posted in 2005 by Bardia Barj on 2010/08/17

سر پیشخدمت: قربان، این استخر دکور هست، و دوستان شما هم لباس شنا تنشون نیست (اشاره به دخترانی که توی آب نمای هتل در حال آب بازی هستند)
بروس وین: خب دیگه، اونا اروپایی هستن. اینطوری هستن دیگه، راحتن!
سر پیشخدمت: من ازتون خواهش می کنم هتل رو ترک کنین.
(بروس مشغول نوشتن چک می شود)
سر پیشخدمت: من درخواست پول نکردم قربان.
بروس وین (چک را به پیش خدمت می دهد): خب، اینو بگیر، من الان این هتل رو خریدم، و حالا، می خوام یه سری قوانین جدید برای استخر بذارم.

آغاز بت من (Batman Begins) – محصول 2005
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: کریستین بیل (بروس وین) / دیوید بدلا (سر پیشخدمت)

.

دیالوگ صد و یکم

Posted in 2005 by Bardia Barj on 2010/08/16

هنری دوکارد: برای شروع حاضری؟
بروس وین: من به سختی می تونم از جام بلند شم…
هنری دوکارد (به بروس لگد می زند): مرگ منتظر نمیشه تا تو حاضر بشی. مرگ نه ملاحظهء تو رو می کنه و نه انصاف داره. مرگ اشتباه نمیکنه. اینجا، تو قرار هست با مرگ روبرو بشی.

آغاز بت من (Batman Begins) – محصول 2005
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: لیام نیسان (هنری دوکارد) / کریستین بیل (بروس وین)

.

دیالوگ هشتاد و یکم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2010/08/07

پاتریک بیتمن (روی انسرینگ پیغام می گذارد): هرولد، بیتمن هستم، پاتریک بیتمن. چون تو وکیل من هستی فکر کنم که لازمه یه چیزایی رو بدونی. من آدمهای زیادی رو کشتم. چندتا دختر توی آپارتمان شمال شهر، چندتا بی خانمان، فکر کنم حدود 5 یا 10 تا، یه دختر دانشجو که توی سنترال پارک باهاش آشنا شده بودم. جسدش رو انداختم توی پارکینگ پشت یه مغازه دونات فروشی. بتانی، دوست دختر سابقم رو با این تفنگها که میخ میزنن کشتم. یه پیرمرد عوضی و یه سگ رو هم هفته پیش کشتم. یه دختر دیگه رو با اره برقی تیکه تیکه کردم. مجبور شدم. هی سعی می کرد فرار کنه، یه نفر دیگه هم اونجا بود، درست یادم نیست، شاید یه مدل بود، اما اون رو هم کشتم. و پل آلن، پل آلن رو با تبر زدم توی صورتش. جسدش رو هم انداختم توی وان حمام. نمیخوام هیچی رو جا بندازم. فکر کنم حدود 20 تا، شاید هم 40 نفر کشته باشم. از اکثرشون هم فیلمبرداری کردم. بعضی از دخترها فیلمها رو هم دیدن. من… من مغز بعضیهاشون رو خوردم، یه کمش رو هم پختم. امشب، من خیلی آدم کشتم. خیلی زیاد. فکر نکنم این دفعه بتونم فرار کنم. من فکر کنم، چطوری بگم، فکر کنم که، فکر کنم یه کم آدم مریضی هستم. اگه پیغامم رو گرفتی، فردا بیا توی رستوران هری. خب دیگه، تو موضوع رو میدونی.

روانی آمریکایی (American Psycho) – محصول 2000
کارگردان: مری هرون
دیالوگ گو: کریستین بیل (پاتریک بیتمن)

.

دیالوگ هفتاد و دوم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2010/08/03

پاتریک بیتمن: می دونی اد گین در مورد زنها چی گفته؟
دیوید ون پتن: مدیر رستوران کانال رو میگی؟
پاتریک بیتمن: نه. اون قاتل سریالی رو میگم. توی ایالت ویسکوزین، دهه 50.
کرگ مک درموت: خب چی گفته؟
پاتریک بیتمن: «وقتی من یه دختر خوشگل رو می بینم که داره توی خیابون راه می ره، به دو چیز فکر می کنم. فکر اول می خواد که باهاش بره گردش، باهاش حرف بزنه، مودب و خوش رفتار باشه و خوب برخورد کنه»
دیوید ون پتن: و اون فکر دوم چی میگه؟
پاتریک بیتمن: «تیکه های مغزش روی دستهء چماق چه شکلی می تونه باشه؟» !!!

روانی آمریکایی (American Psycho) – محصول 2000
کارگردان: مری هرون
دیالوگ گویان: کریستین بیل (پاتریک بیتمن) / جاش لوکاس (کرگ مک درموت) / بیل سج (دیوید ون پتن)

.

دیالوگ شصت و چهارم

Posted in 2002 by Bardia Barj on 2010/07/29

مری: بذار یه چیزی ازت بپرسم (دست جان را می گیرد) تو چرا زنده ای؟
جان پرستون: من زنده ام، من زندگی می کنم… برای اینکه از استمرار این جامعه بزرگ محافظت کنم. من زنده ام که به لیبریا خدمت کنم.
مری: این که میگی بخشنامه است. تو وجود داری برای اینکه به موجودیتت ادامه بدی.
جان پرستون: موجودیت تو برای چی هست؟
مری: برای حس کردن! چون تو تا حالا چیزی رو حس نکردی، نمی تونی بفهمیش. اما درست به اندازه نفس کشیدن حیاتی و ضروری هست، و بدون اون، بدون عشق، بدون خشم، بدون غم، نفس کشیدن درست مثل تیک تیک یه ساعت هست.

موازنه (Equilibrium) – محصول 2002
کارگردان: کرت ویمر
دیالوگ گویان: کریستین بیل (جان پرستون) / امیلی واتسون (مری)

.

دیالوگ چهل و دوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2010/07/16

ژوکر: اوه، تو نمیتونی همینجوری بذاری من برم، هان؟. این همیشه وقتی که یه نیروی مهارنشدنی با یه شیء ثابت مواجه میشه اتفاق میوفته. تو کاملا فسادناپذیری، هان؟ تو من رو نمیکشی، چون حس نابجای خود-عدالت محوری داری! و من هم تورو نمیکشم، چون خیلی بامزه ای ! فکر کنم من و تو ساخته شدیم برای اینکه تا ابد به این موش و گربه بازی ادامه بدیم.
بتمن: تو تا ابد تو اتاقک تیمارستان حبس میشی.
ژوکر: شاید بتونیم من و تو یه اتاقک رو با هم شریک بشیم. میدونی، میتونن دو تا تخت اونجا بذارن!

شوالیه تاریکی (The Dark Knight) – محصول 2008
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: هت لجر (ژوکر) / کریستین بیل (بتمن)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: