دیالوگ

دیالوگ ششصد و پنجم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/12/07

اپریل (خطاب به فروشنده): یه بسته ایگلز امریکن بهم بدین. آبی باشه.
فروشنده: 4.25 دلار میشه.
ویل: 4.25 ؟؟ تو چهار دلار و بیست و پنج سنت برای یه بسته سیگار میدی؟!؟
اپریل: توی این سیگار کمتر از مواد شیمیایی استفاده شده.
ویل: خب اگه کمتر ماده شیمیایی توش باشه، باید ارزونتر باشه که!!

قطعا، شاید (Definitely, Maybe) – محصول 2008
کارگردان: آدام بروکس
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (ویل) / ایسلا فیشر (اپریل)

.

Advertisements

دیالوگ ششصد و چهارم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2012/12/05

پاتریشیا: میدونی بدترین چیز برای پدر و مادر چیه؟ لحظه ای که بچه شون رو از دست میدن؟ نه! اینکه ببینن بچه شون داره همون مسیری رو تو زندگی طی میکنه که خودشون رفتن و جلوش رو هم نمیتونن بگیرن. وحشتناکه.

درضمن، دوستت دارم (P.S I Love You) – محصول 2007
کارگردان: ریچارد لاگراونیز
دیالوگ گو: کیتی بیتس (پاتریشیا)

.

دیالوگ ششصد و سوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/12/03

اپریل: میدونی من و تو مثل چی هستیم؟ مثل سگ و گربه.
ویل: مثل روغن و آب.
اپریل: مثل کاغذ سمباده و کون لخت!
ویل: خیلی خب حالا! چرا قاطی میکنی؟!؟

قطعا، شاید (Definitely, Maybe) – محصول 2008
کارگردان: آدام بروکس
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (ویل) / ایسلا فیشر (اپریل)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: