دیالوگ

دیالوگ ششصد و دوازدهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2013/07/06

مایکل: نمی‌خواستم ناراحتت کنم.
هانا: تو نمی‌تونی ناراحتم کنی. تو اونقدر مهم نیستی که بتونی ناراحتم کنی.

خواننده (The Reader) – محصول 2008
کارگردان: استفن دالدری
دیالوگ گویان: رالف فینس (مایکل) / کیت وینسلت (هانا)

(انتخاب از: میم جان)

.

دیالوگ ششصد و پنجم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/12/07

اپریل (خطاب به فروشنده): یه بسته ایگلز امریکن بهم بدین. آبی باشه.
فروشنده: 4.25 دلار میشه.
ویل: 4.25 ؟؟ تو چهار دلار و بیست و پنج سنت برای یه بسته سیگار میدی؟!؟
اپریل: توی این سیگار کمتر از مواد شیمیایی استفاده شده.
ویل: خب اگه کمتر ماده شیمیایی توش باشه، باید ارزونتر باشه که!!

قطعا، شاید (Definitely, Maybe) – محصول 2008
کارگردان: آدام بروکس
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (ویل) / ایسلا فیشر (اپریل)

.

دیالوگ ششصد و سوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/12/03

اپریل: میدونی من و تو مثل چی هستیم؟ مثل سگ و گربه.
ویل: مثل روغن و آب.
اپریل: مثل کاغذ سمباده و کون لخت!
ویل: خیلی خب حالا! چرا قاطی میکنی؟!؟

قطعا، شاید (Definitely, Maybe) – محصول 2008
کارگردان: آدام بروکس
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (ویل) / ایسلا فیشر (اپریل)

.

دیالوگ پانصد و شصت و هفتم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/05/17

دیمون: نگران نباش. اگه فقط نصف حرفایی که به من زدی راست باشه، نه مامانش، نه بیمارستان و نه ملکه انگلیس نمیتونن در محضر دادگاه ثابت کنن که این بچه مال توئه.
فرانک: من نگران محضور دادگاه نیستم! نگران محضر نامزدمم!!

تئوری هرج و مرج (Chaos Theory) – محصول 2008
کارگردان: مارکوس سیئگا
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (فرانک) / کریس ویلیام مارتین (دیمون)

.

دیالوگ پانصد و شصت و پنجم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/05/13

جسی: من آرزو میکنم، از ته دل آرزو میکنم، که آرزوی من اولین آرزویی باشه که برآورده میشه.
فرانک: آرزوت چیه؟
جسی: اینکه مری بره زیر کامیون!
فرانک: خب این که آرزوی خوبی نیست. من فکر میکردم مری بهترین دوستته.
جسی: ازش طلاق گرفتم.
فرانک: تو نمیتونی دوستت رو طلاق بدی!
جسی: چرا نمیتونم؟
فرانک: برای اینکه طلاق واسه اوناییه که ازدواج کردن.
جسی: عیب نداره. اون فقط بره زیر کامیون، دیگه بقیه ش مهم نیست!

تئوری هرج و مرج (Chaos Theory) – محصول 2008
کارگردان: مارکوس سیئگا
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (فرانک) / ماتریا فدور (جسی)

.

دیالوگ پانصد و شصت و سوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/05/09

فرانک: میدونی دکترا به موتورسواری که کلاه ایمنی سرش نمیذاره چی میگن؟
بادی: چی میگن؟
فرانک: اهداکنندهء عضو!

تئوری هرج و مرج (Chaos Theory) – محصول 2008
کارگردان: مارکوس سیئگا
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (فرانک) / استوارت تاونسند (بادی)

.

دیالوگ پانصد و شصت و یکم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/05/05

اسکای: شما باید تانیا باشین، خوشبختم، در موردتون خیلی شنیدم.
تانیا: حتما بد شنیدی!
اسکای: بله!
تانیا: هر چی گفتن راست گفتن!

ماما میا!‌ (Mama Mia!) – محصول 2008
کارگردان: فیلیدا لوید
دیالوگ گویان:  دومینیک کوپر (اسکای) / کریستین بارانسکی (تانیا)

.

دیالوگ پانصد و بیست و چهارم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/01/25

آنتونیو: خب، روز دیگه تقریبا تموم شده، در نتیجه من از هر دوی شما میخوام که بیاین تو اتاق و تختخوابم!
ویکی: بیخیال! من فکر کردم این مسئله دیگه حل شده.
کریستینا: منظور ویکی اینه که اون نامزد داره و به زودی ازدواج میکنه.
آنتونیو: چقدر هم خوب! در نتیجه این آخرین روزای آزادیشه!
ویکی: نه، ببین، من آزاد نیستم. من متعهدم. میدونی من چی فکر می کنم؟ ببخشید من وقتی مست میکنم خیلی رک حرف میزنم. من فکر می کنم تو هنوز بخاطر شکستت تو ازدواج داری زجر می کشی، واسه همین همش دنبال روبط جنسی بی ارزش میگردی.
آنتونیو: بی ارزش؟ واقعا نظرت در مورد خودت اینه؟!!؟

ویکی کریستینا بارسلونا (Vicky Cristina Barcelona) – محصول 2008
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: ربکا هال (ویکی) / اسکارلت جوهانسون (کریستینا) / خوان آنتونیو (خاویر باردم)

.

دیالوگ پانصد و بیست و سوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/01/23

پرایوت: بدلیل کاهش اکسیژن از مسافرین محترم تقاضا می شود ماسکهای اکسیژن رو روی صورتشون بذارن که قیافهء وحشت زدشون رو بقیه مسافرین نبینن!!

ماداگاسکار – فرار به آفریقا (Madagascar – Escape 2 Africa) – محصول 2008
کارگردان: اریک دارنل / تام مکگراث
دیالوگ گو: کریستوفر نایتس (پرایوت)

.

دیالوگ پانصد و بیست و یکم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/01/19

اسکیپر: بهترین فداکاری اونیه که بقیه انجامش بدن!!

ماداگاسکار – فرار به آفریقا (Madagascar – Escape 2 Africa) – محصول 2008
کارگردان: اریک دارنل / تام مکگراث
دیالوگ گو: تام مکگراث (اسکیپر)

.

دیالوگ پانصد و نوزدهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/01/15

ملمن: هان؟؟ شما اینجا دکتر ندارین؟!؟
استفان: نه نداریم.
ملمن: پس اگه مریض بشین چی کار میکنین؟
استفان: یه سوراخ اون پشت هست…
ملمن: خب؟؟
استفان: میریم اونجا و میمیریم!!

ماداگاسکار – فرار به آفریقا (Madagascar – Escape 2 Africa) – محصول 2008
کارگردان: اریک دارنل / تام مکگراث
دیالوگ گو: دیوید اسکویمر (ملمن)

.

دیالوگ پانصد و هجدهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/01/13

شاه هنری: آن!
آن: بله عالیجناب.
شاه هنری: هدایای من را دریافت کردی؟
آن: بله عالیجناب.
شاه هنری: خب؟ راضی کننده نبودند؟
آن: برعکس سرورم. بسیار راضی کننده بودند.
شاه هنری: پس چرا با پس فرستادنشان به من توهین کردی؟
آن: برای اینکه شما با فرستادنشان به من توهین کردید!

دختر دیگر بولین (‏‏The Other Boleyn Girl) – محصول 2008
کارگردان: جاستین چادویک
دیالوگ گویان: ناتالی پورتمن (آن) / اریک بانا (شاه هنری)

.

دیالوگ پانصد و هفدهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/01/11

موتوموتو (خطاب به گلوریا): هی دختر! تو واقعا چاقی!!
ملمن: نه دیگه، نشد! گوش کن موتوتو، بهت توصیه می کنم با این خانم مثل یه ملکه رفتار کنی. چون تو یه زن عالی برای خودت پیدا کردی. من اگه توی زندگیم اونقدر خوش شانس بودم که یه همچین زنی نصیبم می شد، هر روز بهش گل می دادم، نه هر گلی که فکر می کنی، چون گل مورد علاقه اون ارکیده س. هر روز براش صبحونه می بردم، 6 تا تیکه نون که روی هر دو طرفش کره مالیده شده، درست همونطوری که خودش دوست داره. همیشه کنارش بودم تا بهم تکیه کنه و وقتی خواست گریه کنه سرش رو بذاره روی شونه م. من بهترین دوستش می شدم و تمام روز به این فکر می کردم که چطوری می تونم خوشحالش کنم، چون اون زیباترین خندهء دنیا رو داره. این کاری بود که من می کردم اگه جای تو بودم. اما خب من جای تو نیستم، پس تو خودت این کارا رو بکن.
موتوموتو: هان؟؟ بیخیال بابا! کجا بودیم؟
گلوریا: اینکه من چاقم!!!

ماداگاسکار – فرار به آفریقا (Madagascar – Escape 2 Africa) – محصول 2008
کارگردان: اریک دارنل / تام مکگراث
دیالوگ گویان: ویل آی ام (موتوموتو) / دیوید اسکویمر (ملمن) / جادا پینکت اسمیت (گلوریا)

.

دیالوگ پانصد و ششم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/29

(خطاب به تد، بعد از اینکه اولین قربانی اش را کشته است)

جیک گالو: دقیقاً میدونم الان چه حسی داری. فکر میکنی که گناهکاری، اما نیستی. اصلاً چیزی به اسم گناهکار وجود نداره! این فقط ترس از گیر افتادنه. این تازه روز اول بود، برای همین ترست هنوز تازه س. مغزت حس میکنه که مریض شده و دور خودش میچرخه. توهم داری که همه موضوع رو میدونن، فکر میکنی گه زدی و به زودی همه چیز رو از دست میدی. میخوای بالا بیاری، اما هیچی توی شکمت نیست. امشب نمیتونی بخوابی. یه شیشه مشروب رو سر میکشی، میشینی تلویزین نگاه میکنی و دنبال یه خبر میگردی که در مورد تو باشه، اما هیچ خبری نیست. فردا صبح از خواب بلند میشی و میبینی که دنیا همون دنیایی هست که قبلا بوده. هیچی عوض نشده. اونوقت اون ترس یهو میذاره و میره و بعد از چند روز تازه میفهمی که هیچکس از موضوع خبر نداره! که این خونریزی، این مسئله خیلی مهم، از زیر دست تمام دنیا در رفته. اینجاس که تو تبدیل به یه آدم جدید میشی.

پاتولوژی (Pathology) – محصول 2008
کارگردان: مارک شولرمن
دیالوگ گو: مایکل وستون (جیک گالو)

.

دیالوگ پانصد و پنجم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/27

راجر فریس: من فکر میکردم که تو به شکنجه اعتقاد نداری! پس چی شد؟
هانی: این اسمش مجازاته! خیلی با اونی که تو میگی فرق داره!

یک مشت دروغ (Body of Lies) – محصول 2008
کارگردان: ریدلی اسکات
دیالوگ گو: لئوناردو دیکاپریو (راجر فریس) / مارک استرانگ (هانی)

.

دیالوگ پانصد و چهارم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/25

بنجامین باتن: وقتی بعد از مدتها برمیگردی خونه همه چیز مثل سابق مونده، همون شکل، همون بو، همون حس. اونوقت میفهمی تنها چیزی که عوض شده خودت هستی.

مورد عجیب بنجامین باتن (The Curious Case of Benjamin Button) – محصول 2008
کارگردان: دیوید فینچر
دیالوگ گو: برد پیت (بنجامین باتن)

.

دیالوگ پانصد و سوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/23

(صحبت بر سر یک عملیات تروریستی)

نظیر: من دکترا دارم! اونوقت اینا ازم میخوان که خودم رو بترکونم!
راجر فریس: دکترای چی داری؟ شیمی؟ چه اطلاعاتی در مورد تششعات…
نظیر: دکترای زبان شناسی! من به 5 تا زبون میتونم حرف بزنم. ای بابا! من نخوام شهید بشم باید کیو ببینم؟!!؟

یک مشت دروغ (Body of Lies) – محصول 2008
کارگردان: ریدلی اسکات
دیالوگ گو: لئوناردو دیکاپریو (راجر فریس) / مهدی نبو (نظیر)

.

دیالوگ پانصد و دوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/21

دکتر ایرینا اسپارکو: ما در یک لحظه همه جا هستیم، قوی تر از هر چیزی که فکر کنی. ما رویاهاتون رو اشغال می کنیم، وقتی که خواب هستین بجاتون فکر می کنیم، ما عوضتون می کنیم، همتون رو از درون عوض می کنیم. کاری میکنیم که یکی از خود ما بشین. و میدونی جالب ترین قسمتش کجاس؟ اینکه شما به هیچ وجه متوجه هیچ کدوم از این اتفاقات نمیشین!

ایندیانا جونز و امپراطوری کریستال اسکال (Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull) – محصول 2008
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
دیالوگ گو: کیت بلانشت (دکترایرینا اسپارکو)

.

دیالوگ چهارصد و نود و نهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/15

تام: میشه یکی به من بگه ما الان داریم کجا میریم؟
نورا: شنیدی یه سری هستن که دوست دارن همیشه یه جای بخصوصی برن غذا بخورن؟
تام: خب؟
نورا: خب کرولین دوست داره همیشه یه جای بخصوصی استفراغ کنه!

پلی لیست نامحدود نیک و نورا (Nick and Norah’s Infinite Playlist) – محصول 2008
کارگردان: پیتر سولت
دیالوگ گویان: آرون یو (تام) / کت دنینگز (نورا)

.

دیالوگ چهارصد و نود و هفتم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/11

جیگسا: کینه آدمها رو عوض میکنه. میتونه بهشون نشون بده که چه قابلیتهایی داشتن و خودشون بی خبر بودن!

اره 5 (Saw V) – محصول 2008
کارگردان: دیوید هکل
دیالوگ گو: تابین بل (جیگسا)

.

Tagged with: , ,

دیالوگ چهارصد و نود و ششم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/04

تام: کونیچیوا!!
کیم: هان؟؟
تام: کونیچیوا، یعنی چه خبرا.
کیم: کونیچیوا ژاپنیه! ما کره ای هستیم! تو آشغال می خوای به ما توهین کنی؟
تام: خب من از کجا بدونم ژاپنی نیستین؟!؟
کیم: چی گفتی؟ چه گهی خوردی؟
تام: چشماتون که شبیه آپاستروفه! شبیه سفید پوستا لباس می پوشین، شبیه سیاه پوستا حرف میزنین، مثل جهودا هم رانندگی می کنین. من از کجا باید بفهمم توی آشغال عوضی اهل کدوم قبرستونی هستی؟!؟

پادشاهان خیابان (Street Kings) – محصول 2008
کارگردان: دیوید آیر
دیالوگ گو: کیانو ریوز (تام)

.

دیالوگ چهارصد و نود و پنجم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/03

برایان: ببین، من نه می دونم که تو کی هستی، نه می دونم که چی میخوای. اگه دنبال پولی، بذار بهت بگم که من پول ندارم. اما چیزی که دارم یه سری تخصصه که بعد از یه عمر کار کردن بدست آوردم. تخصصی که باعث میشه برای آدمایی شبیه تو مثل کابوس باشم. اگه دخترم رو آزاد کنی، همه این ماجرا تموم میشه و منم بیخیالت میشم. اما اگه اینکار رو نکنی، می گردم دنبالت، پیدات می کنم و خودم می کشمت.
مارکو (بعد از مکث طولانی): موفق باشی!

تصرف شده (Taken) – محصول 2008
کارگردان: پیر مورل
دیالوگ گویان: لیام نیسون (برایان) / آربن باجراکتاراج (مارکو)

.

دیالوگ چهارصد و نود و چهارم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/02

آرتور سلدوم: وقتی بشر فهمید در برقراری صلح بین روح و جسم عاجزه، تمام تلاشش رو کرد که یه سری ایده ها رو خلق کنه، فقط بخاطر اینکه نمی تونست این باور رو بپذیره که همه چیز فقط توی مغز آدمیزاد خلق میشه. زیبایی و هماهنگی توی دونهء برف، بال زدن پروانه ای که باعث ایجاد طوفان تو نقطهء دیگه ای از زمین میشه. ما الان یه عمره داریم در مورد بال زدن این پروانهء لعنتی میشنویم اما واقعا کی می تونه یه طوفان رو پیش بینی کنه؟ هیچکس! یه سئوال دارم: زیبایی و هماهنگی توی سرطان کجاست؟ چی باعث میشه که یه سلول یهو تصمیم بگیره تبدیل به یه مرض کشنده بشه و تمام سلولهای دیگهء یه بدن سالم رو از بین ببره؟ کسی میدونه؟ نه! چون ما ترجیح میدیم به جای درد و جنگ در مورد دونهء برف و پروانه فکر کنیم. ولی چرا؟ چون دوست داریم فکر کنیم که زندگی یه مفهومی داره، که همه چیز از روی یه نظمی بوجود اومده و تصادفی نیست. اگه من بنویسم 2، بعد 4، بعد 6، احساس خوبی بهمون دست میده، چون میدونیم که بعدش می نویسم 8 !!! ما میتونیم پیش بینیش کنیم و اسیر سرنوشت نیستیم. اما متاسفانه این واقعیت نداره. این فقط ترس مارو ثابت میکنه.

قاتلین آکسفورد (The Oxford Murders) – محصول 2008
کارگردان: الکس دلا ایگلسیا
دیالوگ گو: جان هرت (آرتور سلدوم)

.

دیالوگ چهارصد و نود و سوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/11/01

کیم: نگران نباش.
برایان: میگه نگران نباش!! انگار به آب بگی خیس نباش!!

تصرف شده (Taken) – محصول 2008
کارگردان: پیر مورل
دیالوگ گویان: لیام نیسون (برایان) / مگی گریس (کیم)

.

دیالوگ چهارصد و هشتاد و پنجم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/10/14

کلنل استافنبرگ: تو یا باید به کشورت خدمت کنی یا به پیشوا. دوتاش با هم نمیشه!

والکیری (Valkyrie) – محصول 2008
کارگردان: برایان سینگر
دیالوگ گو: تام کروز (کلنل استفافنبرگ)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: