دیالوگ

دیالوگ پانصد و هشتاد و سوم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2012/06/29

لزلی: یه وقتهایی ریتم زندگی رو از دست میدی. تو طرف رو درست میشناسی، اما باز کار غلط رو میکنی.
الیزابت: چرا؟ چون بهش اعتماد میکنم؟
لزلی: چون تو حتی نمیتونی به خودت اعتماد کنی.

شبهای زغال اخته ای من (My Blueberry Nights) – محصول 2007
کارگردان: کار وای وونگ
دیالوگ گو: نورا جونز (الیزابت) / ناتالی پورتمن (لزلی)

.

Advertisements

دیالوگ پانصد و هشتاد و دوم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2012/06/27

جرمی: اینجا توی کافه آخر شب تمام چیزکیک ها و پای سیبها بطور کامل تموم شده، کیک هلو و موس شکلات هم تقریبا آخراشه، اما همیشه مقدار خیلی زیادی کیک زغال اخته باقی مونده.
الیزابت: خب کیک زغال اخته چه مشکلی داره؟
جرمی: هیچ مشکلی! فقط مردم انتخابای دیگه ای میکنن. این تقصیر کیک زغال اخته نیست، فقط هیشکی نمیخوادش.

شبهای زغال اخته ای من (My Blueberry Nights) – محصول 2007
کارگردان: کار وای وونگ
دیالوگ گو: جو لاو (جرمی) / نورا جونز (الیزابت)

.

دیالوگ پانصد و هشتاد و یکم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2012/06/25

پاتریک کنزی: وقتی جوون بودم از کشیش پرسیدم که چطوری ممکنه آدم هم به بهشت بره و هم بتونه توی این دنیای وحشی از خودش دفاع کنه. بهم همون چیزی رو گفت که خدا به بنده هاش گفته: شما گوسفندانی در میان گرگها هستید. مانند افعی آگاه باشید و در عین حال مانند فاخته معصوم و بیگناه.

عزیز از دست رفته (Gone Baby, Gone) محصول 2007
کارگردان: بن افلک
دیالوگ گو: کیسی افلک

.

دیالوگ پانصد و هشتادم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2012/06/23

کریستوفر مک کندلز: مهم نیست که توی زندگی قوی نباشی. مهم اینه که حس کنی قوی هستی.

در طبیعت وحشی (Into the wild) – محصول 2007
کارگردان: شان پن
دیالوگ گو: امیل هرش (کریستوفر مک کندلز)

.

دیالوگ پانصد و هفتاد و نهم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2012/06/21

راس کارگیل: هر کسی میتونه اینجا هر چیزی رو که دلش میخواد انتخاب کنه. این قدرت رهبری و اقتدار شما رو نشون میده که بدون هیچ سرنخی بتونین شماره درست رو انتخاب کنین. حالا انتخاب با شماست جناب رئیس جمهور. ببینیم میتونین شماره درست رو انتخاب کنین یا نه.
رئیس جمهور: خیلی خب. من 3 رو انتخاب میکنم.
راس کارگیل: دوباره سعی کنین!
رئیس جمهور: 1
راس کارگیل: برو بالا!
رئیس جمهور: 5 ؟
راس کارگیل: خیلی رفتی بالا!
رئیس جمهور: 3 ؟
راس کارگیل: 3 رو یه بار گفتی.
رئیس جمهور: 6 ؟
راس کارگیل: تا 5 بیشتر نداریم!
رئیس جمهور: 2 ؟
راس کارگیل: دو برابرش کن!
رئیس جمهور: 4 ؟
راس کارگیل: هرچی که شما بخواین! … آفرین! چه انتخاب شایسته ای!

سیمپسون ها (‏The Simpsons Movie) – محصول 2007
کارگردان: دیوید سیلورمن
دیالوگ گویان: البرت بروکس (راس کارگیل) / هری شیرر (رئیس جمهور)

.

دیالوگ پانصد و هفتاد و هشتم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2012/06/19

پیتر: من ازت نمی ترسم. من یه دورهء کامل آموزش هنرهای رزمی رو نزد بهترین اساتید چینی گذروندم.
تام: پس امیدوارم بهت یادم داده باشن وقتی این میلهء شومینه رو کردم تو کونت، چطوری درش بیاری!

تازه ازدواج کرده (Just Married) – محصول 2003
کارگردان: شاون لوی
دیالوگ گویان: اشتون کاچر (تام) / کریستین کین (پیتر)

.

دیالوگ پانصد و هفتاد و هفتم

Posted in 1988 by Bardia Barj on 2012/06/17

شهردار: گوش کن چی میگم. من دیگه دلم نمیخواد هیچ دردسری بخاطر کارای تو، مثل پارسال توی پارک، با تو داشته باشم. این سیاست منه. متوجه هستی؟
فرانک: بله. منم وقتی پنج تا آدم عجیب و غریب که لباسای عجیب و غریب پوشیدن و بلند بلند حرف میزنن و وسط یه پارک عمومی جلوی چشم 100 تا آدم به یه بدبختی چاقو میزنن، هر پنج تا حروم زاده رو با تیر میزنم. اینم سیاست منه!
شهردار: آخه بیشعور، اون تئاتر خیابونی ژولیوس سزار برای بزرگداشت شکسپیر بود! تو پنج تا بازیگر رو کشتی احمق!

اسلحه برهنه : از پرونده های جوخه پلیس (The Naked Gun: From the Files of Police Squad) – محصول 1988
کارگردان: دیوید زوکر
دیالوگ گویان: لزلی نیلسون (فرانک) / نانسی مرچند (شهردار)

.

دیالوگ پانصد و هفتاد و ششم

Posted in 1973 by Bardia Barj on 2012/06/15

سرپیکو: بعد مرگت یه روز چشاتو وا می کنی و میبینی توی همین اتاق، با همین آدمای دور و برتی، اونوقت می فهمی که بردنت جهنم.

سرپیکو (Serpico) – محصول 1973
کارگردان: سیدنی لومت
دیالوگ گویان: آل پاچینو (فرانک سرپیکو)

(انتخاب از: مهران پاکنژاد)

.

Tagged with: , ,

دیالوگ پانصد و هفتاد و پنج

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2012/06/13

هوگو: هر چیزی یه هدف و مقصودی داره، حتی دستگاه‌ها. ساعت‌ها زمان رو حساب می‌کنن و قطارها آدما رو جابه جا میکنن. همه همون کاری که براش ساخته شدن رو انجام میدن… شاید به خاطر همینه که دیدن دستگاه‌های خراب اینقدر منو ناراحت می‌کنه. چون نمی‌تونن کاری رو که براش ساخته شدن، انجام بدن. شاید آدما هم همینطوری باشن. اگه هدفت رو گم کنی، مثل اینه که خراب شده باشی.

هوگو (Hugo) – محصول ۲۰۱۱
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
دیالوگ گو: اشا باترفیلد (هوگو کابرت)

(انتخاب از: امیر صادقپور)

.

دیالوگ پانصد و هفتاد و چهارم

Posted in 1999 by Bardia Barj on 2012/06/11

مامور اسمیت: میدونی چیه؟ شماها در واقع پستاندار نيستين. هر پستانداري توی اين سياره خودش رو به طور غريزي با محيط اطرافش تطبيق ميده و به تعادل مي‌رسونه. اما شما انسانها اينطوری نيستين. شماها وارد يه منطقه ميشین و شروع به توليد مثل ميكنين و اونقدر خودتون رو تكثير ميكنين تا تمام منابع طبيعي مصرف بشه. اونوقت تنها راه بقا تون اينه كه به يه منطقه ديگه مهاجرت كنين. موجود ديگه ‌اي توي اين سياره زندگي مي‌كنه كه الگوي زندگيش مشابه شماس ، مي‌دوني اون چيه؟ ويروس !انسانها يك بيماري ند، سرطان اين سياره !شماها طاعون هستين، و ما درمانش !

متریکس (The Matrix) – محصول 1999
کارگردان : برادران واچوسکی
دیالوگ گویا: هوگو ویوینگ (مامور اسمیت)

(انتخاب از: مجتبی درویشی)

.

دیالوگ پانصد و هفتاد و سوم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2012/06/09

هوگو (در حالی که به همراه ایزابل بالای برج ساعت ِ ایستگاه است): بعد از مرگ پدرم زیاد این بالا میومدم. با خودم فکر می‌کردم کل دنیا یه دستگاه خیلی بزرگه. ماشین‌ها هیچ وقت با قطعات اضافی تحویل داده نمیشن؛ میدونی که؟ دقیقا با همون تعداد قطعاتی که لازم دارن ساخته میشن.. برای همین با خودم فکر کردم از اونجایی که جهان یه ماشین خیلی بزرگه، نمیتونم براش مثل یه قطعه‌ی اضافی باشم. باید یه دلیلی وجود داشته باشه که من اینجا هستم؛ و این یعنی وجود تو هم باید دلیل خاصی داشته باشه.

هوگو (Hugo) – محصول ۲۰۱۱
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
دیالوگ گو: اشا باترفیلد (هوگو کابرت)

(انتخاب از: امیر صادقپور)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: