دیالوگ

دیالوگ چهارصد و پنجم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2011/07/20

راب: از وقتی که 14 ساله بودم دوره و زمونه خیلی عوض شده. روابط آدمها خیلی حرفه ای تر شده. زنها دیگه مثل اون موقع بی رحم نیستن! هم پوست آدمها کلفت تر شده و هم غریزه هاشون رشد کرده. اما یه عامل اصلی توی اون بد از ظهر 14 سالگی وجود داشت که از همون موقع مدام تکرار میشه: نمی دونم چرا تمام جریانات عاشقانهء من یه نسخهء درب و داغون و تکراری از همون ماجرای 14 سالگیه!

صدا با کیفیت عالی (High Fidelity) – محصول 2000
کارگردان: استفان فررز
دیالوگ گو: جان کیوزک (راب)

.

Advertisements

دیالوگ چهارصد و سوم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2011/07/18

راب: اول کدوم به وجود اومد؟ موسیقی یا بدبختی؟ مردم صبح تا شب نگران این هستن که بچه هاشون با تفنگ بازی نکنن یا فیلمهای خشن نبینن. اما هیچکس نگران این نیست که بچه ها دارن به چی گوش می کنن. به هزاران آهنگی که در مورد دلهای شکسته و طرد کردن و درد و بدبختی و از دست دادنه. سئوال اینه که آیا من به موسیقی گوش می کنم چون بدبخت هستم؟ یا من بدبخت هستم بخاطر اینکه به موسیقی گوش میدم؟

صدا با کیفیت عالی (High Fidelity) – محصول 2000
کارگردان: استفان فررز
دیالوگ گو: جان کیوزک (راب)

.

دیالوگ چهارصد و یکم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2011/07/16

لارا: من خسته تر از اونی هستم که بخوام باهات بهم بزنم!
راب: یعنی الان اگه یه ذره انرژی داشتی بهم میزدی؟
لارا: آره!

صدا با کیفیت عالی (High Fidelity) – محصول 2000
کارگردان: استفان فررز
دیالوگ گو: جان کیوزک (راب)

.

دیالوگ سیصد و نود و نهم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2011/07/14

راب: من هر آدم جدیدی که می بینم، احساس می کنم دل و رودم داره پیچ می خوره. از 14 سالگی به حرف دل و رودم گوش کردم و آخرش به این نتیجه رسیدم که مغز من توی دل و رودمه!

صدا با کیفیت عالی (High Fidelity) – محصول 2000
کارگردان: استفان فررز
دیالوگ گو: جان کیوزک (راب)

.

دیالوگ صد و چهل و پنجم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2010/09/04

(نیک و آدام بالای تخت لو در بیمارستان ایستاده اند. لو بیدار است و حرفهای آنها را گوش می کند، اما نیک و آدام متوجه این موضوع نیستند)
نیک: چرا آخه لو خودکشی کرده؟
آدام: چرا؟؟ بذار برات یه لیست درست کنم! اون الکلی هست، طلاق گرفته، زنش با یه مرتیکه جامائیکایی فرار کرده،
نیک: هر جا که سرمایه گذاری کرده گند زده و تمام پولش رو از دست داده،
آدام: یه کوه بدهی داره،
نیک: از مامانش متنفره،
آدام: از خودش متنفره. اون از همه متنفره،
نیک: اختلالات آلت تناسلی داره،
آدام: دهنش بو گه میده،
نیک: بیضه هاش هم از کار افتاده. یه بار خودش گفت که یکی از تخماش چروک و خشک شده. مثل یه انگور ِ فاسد شده.
آدام: ببینم، این واسه همون موقع ست که توی تیم فوتبال بازیکن حمله بود؟ …
لو: آهای! بسه دیگه! خفه شین! من دارم حرفاتون رو میشنوما !!!

ماشین زمان وان آب داغ (Hot Tub Time Machine) – محصول 2010
کارگردان: استیو پینک
دیالوگ گویان: جان کیوزک (آدام) / کرگ رابینسون (نیک) / راب کوردی (لو)

.

دیالوگ صد و چهل و دوم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2010/09/02

آدام: وقتی که من بچه بودم، هر جمعه شب پدرم، من و خواهرم رو می برد به یه جایی به اسم فلتریون که ساندویچ استیک بخوریم. این یه سنت خانوادگی بود.
اپریل: از اون چیزهاست که بعضی وقتها خیلی حال میده.
آدام: یه سال ما یه تبلیغ در مورد یه جایی به اسم اینچنتد فارست آو پیتزا دیدیم. جمعهء بعد بابام ما رو سوار ماشین کرد و ما شروع کردیم به نق زدن که «بابا، ما میخوایم بریم اینچنتد فارست آو پیتزا». بابام گفت «شماها راجع به چی صحبت می کنین؟ ما همیشه میریم ساندویچ استیک می خوریم». اما ما هی نق زدیم و جیغ زدیم و ناله کردیم تا آخرش قبول کرد.
اپریل: عالیه! پس تو برنده شدی! پس تو هدف رو دیدی و مسیر مستقیم رو دنبال کردی و بهش رسیدی. این خیلی خوبه.
آدام: 33 نفر بخاطر مسمومیت مردن. یکیشون هم بابای من بود. قبل از اینکه بمیره، به من خیره شد و گفت آدام، تقصیر تو بود.
اپریل: نه! ممکن نیست اینو گفته باشه!
آدام: آره، اینو گفت. با چشماش.
اپریل: فکر نکنم اون همچین منظوری با چشماش داشته.
آدام: مسئله اینه که من و خواهرم برای همیشه بابت اون اتفاق عذاب وجدان داریم.

ماشین زمان وان آب داغ (Hot Tub Time Machine) – محصول 2010
کارگردان: استیو پینک
دیالوگ گویان: جان کیوزک (آدام) / لیزی کاپلان (اپریل)

.

دیالوگ صد و سی و نهم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2010/09/01

آدام: تئوری هرج و مرج، اثر پروانه ای، یه تغییر کوچولو میتونه یه اثر موجی بذاره و همه چیز رو تحت تاثیر قرار بده. مثل بال زدن یه پروانه که میتونه توکیو رو منفجر کنه یا یه جایی یه سونامی به وجود بیاره.
جیکوب: آره درسته. ممکنه تو گذشته پات رو بذاری رو یه حشره و اونوقت هیچوقت اینترنت اختراع نشه!
لو: اوه! اونوقت مجبوری برای حرف زدن با دخترها از دهنت استفاده کنی!!!!

ماشین زمان وان آب داغ (Hot Tub Time Machine) – محصول 2010
کارگردان: استیو پینک
دیالوگ گویان: جان کیوزک (آدام) / کلارک دوک (جیکوب) / راب کوردی (لو)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: