دیالوگ

دیالوگ پانصد و هفتاد و دوم

Posted in 1969 by Bardia Barj on 2012/05/27

لوئیز: ما داریم بچه دار میشیم.
ویرجیل: شوخی میکنی!
لوئیز: نه. من رفتم دکتر. ما داریم بچه دار میشیم. این هدیه کریسمس من به توئه.
ویرجیل: اما تموم چیزی که من لازم داشتم فقط یک کراوات بود!

پول را بردار و فرار کن (Take The Money And Run) – محصول 1969
کارگردان: وودی آلن
دیالوگ گویان: جانت مارگولین (لوئیز) / وودی آلن (ویرجیل)

(انتخاب از: مهران پاکنژاد)

Tagged with: ,

دیالوگ پانصد و هفتاد و یکم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2012/05/25

ترکی: من ترکی ام(Turkish). خودم میدونم که اسم مسخره ای واسه یه انگلیسیه! پدر و مادرم قرار بود توی هواپیمایی باشن که سقوط کرد. اینطوری با هم آشنا شدن و تصمیم گرفتن اسم هواپیما رو بذارن رو من. فکر نکنم آدمای زیادی باشن که اسمشون از روی اسم یه هواپیمای سقوط کرده انتخاب شده باشه. اون که اونجاس اسمش تامیه. خودش به همه میگه اسمش رو از روی یه تفنگ انتخاب کردن. اما من مطمئنم که اسمش رو از روی یه رقاص معروف قرن نوزدهم برداشتن.

آدم ربایی (Snatch) – محصول 2000
کارگردان: گای ریچی
دیالوگ گو: جیسیون استتهام (ترکی)

.

دیالوگ پانصد و هفتادم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2012/05/23

اوی: باید راه بیوفتیم.
رزباد: کجا؟
اوی: لندن.
رزباد: لندن؟
اوی: لندن!
رزباد: لندن؟!؟
اوی: آره! لندن! چیپس و ماهی، فنجون چایی، غذای مزخرف، آب و هوای افتضاح، مری پاپینز… لندن!

آدم ربایی (Snatch) – محصول 2000
کارگردان: گای ریچی
دیالوگ گویان: دنیس فارینا (اوی) / سام داگلاس (رزباد)

.

دیالوگ پانصد و شصت و نهم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2012/05/21

سول: ببینم، تو از یه سیاره دیگه اومدی؟ آخه کدوم الاغی میره دو تا نره غول سیاه پوست که اسلحه به دست نشستن تو یه ماشینی که قیمتش از تی شرتی که تن توئه کمتره رو تهدید میکنه ؟!!؟!؟؟

آدم ربایی (Snatch) – محصول 2000
کارگردان: گای ریچی
دیالوگ گو: لنی جیمز (سول)

.

دیالوگ پانصد و شصت و هشتم

Posted in 1997 by Bardia Barj on 2012/05/19

برت: تو هولوکاست رو قبول داری یا فکر میکنی هیچوقت اتفاق نیوفتاده؟
هری: نه تنها باور دارم که رکورد جهانی کشتار انسان همین 6 میلیون نفر هولوکاسته، بلکه از این میترسم که ماهیت هر رکوردی اینه که بالاخره یه روزی شکسته بشه!

شالوده شکنی هری (Deconstructing Harry) – محصول 1997
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: وودی الن (هری) / اریک بوگوسین (برت)

.

دیالوگ پانصد و شصت و هفتم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/05/17

دیمون: نگران نباش. اگه فقط نصف حرفایی که به من زدی راست باشه، نه مامانش، نه بیمارستان و نه ملکه انگلیس نمیتونن در محضر دادگاه ثابت کنن که این بچه مال توئه.
فرانک: من نگران محضور دادگاه نیستم! نگران محضر نامزدمم!!

تئوری هرج و مرج (Chaos Theory) – محصول 2008
کارگردان: مارکوس سیئگا
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (فرانک) / کریس ویلیام مارتین (دیمون)

.

دیالوگ پانصد و شصت و ششم

Posted in 1997 by Bardia Barj on 2012/05/15

هری: اگه فکر میکنی حساس ترین جمله توی انگلیسی «دوستت دارم» ــه کاملا اشتباه میکنی! حساس ترین جمله «نگران نباشین، خوش خیمه» س!!

شالوده شکنی هری (Deconstructing Harry) – محصول 1997
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گو: وودی الن (هری)

.

دیالوگ پانصد و شصت و پنجم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/05/13

جسی: من آرزو میکنم، از ته دل آرزو میکنم، که آرزوی من اولین آرزویی باشه که برآورده میشه.
فرانک: آرزوت چیه؟
جسی: اینکه مری بره زیر کامیون!
فرانک: خب این که آرزوی خوبی نیست. من فکر میکردم مری بهترین دوستته.
جسی: ازش طلاق گرفتم.
فرانک: تو نمیتونی دوستت رو طلاق بدی!
جسی: چرا نمیتونم؟
فرانک: برای اینکه طلاق واسه اوناییه که ازدواج کردن.
جسی: عیب نداره. اون فقط بره زیر کامیون، دیگه بقیه ش مهم نیست!

تئوری هرج و مرج (Chaos Theory) – محصول 2008
کارگردان: مارکوس سیئگا
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (فرانک) / ماتریا فدور (جسی)

.

دیالوگ پانصد و شصت و چهارم

Posted in 1997 by Bardia Barj on 2012/05/11

شیطان: زندگی همینه دیگه، مثل یه قمارخونه میمونه. میبری، میبازی، ولی آخرش همیشه قمارخونه س که برنده نهاییه. اما این معنیش این نیست که به تو خوش نگذشته.

شالوده شکنی هری (Deconstructing Harry) – محصول 1997
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گو: بیلی کریستال (شیطان)

.

دیالوگ پانصد و شصت و سوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/05/09

فرانک: میدونی دکترا به موتورسواری که کلاه ایمنی سرش نمیذاره چی میگن؟
بادی: چی میگن؟
فرانک: اهداکنندهء عضو!

تئوری هرج و مرج (Chaos Theory) – محصول 2008
کارگردان: مارکوس سیئگا
دیالوگ گویان: رایان رینولدز (فرانک) / استوارت تاونسند (بادی)

.

دیالوگ پانصد و شصت و دوم

Posted in 1997 by Bardia Barj on 2012/05/07

جوئن: راستشو بگو به من هری، اون تنها آدم توی زندگیت بود یا اینکه پای زنهای دیگه ای هم وسط بود؟
هری: اون تنها آدم زندگیم بود. خدا منو بکشه اگه دروغ بگم!
جوئن: هری! تو به خدا اعتقاد نداری!
هری: خب حالا که چی؟ حتما اینکه ما توی این جهان تنها و بی هدف رها شدیم هم تقصیر منه! نه؟؟

شالوده شکنی هری (Deconstructing Harry) – محصول 1997
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: وودی الن (هری) / کریستی الی (جوئن)

.

دیالوگ پانصد و شصت و یکم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/05/05

اسکای: شما باید تانیا باشین، خوشبختم، در موردتون خیلی شنیدم.
تانیا: حتما بد شنیدی!
اسکای: بله!
تانیا: هر چی گفتن راست گفتن!

ماما میا!‌ (Mama Mia!) – محصول 2008
کارگردان: فیلیدا لوید
دیالوگ گویان:  دومینیک کوپر (اسکای) / کریستین بارانسکی (تانیا)

.

دیالوگ پانصد و شصتم

Posted in 1997 by Bardia Barj on 2012/05/03

هری: چی؟؟ توی جهنم کولر گازی گذاشتی؟؟
شیطان: آره بابا! کون لق هرچی لایهء اوزونه!

شالوده شکنی هری (Deconstructing Harry) – محصول 1997
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: وودی الن (هری) / بیلی کریستال (شیطان)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: