دیالوگ

دیالوگ پانصد و هفتاد و یکم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2012/05/25

ترکی: من ترکی ام(Turkish). خودم میدونم که اسم مسخره ای واسه یه انگلیسیه! پدر و مادرم قرار بود توی هواپیمایی باشن که سقوط کرد. اینطوری با هم آشنا شدن و تصمیم گرفتن اسم هواپیما رو بذارن رو من. فکر نکنم آدمای زیادی باشن که اسمشون از روی اسم یه هواپیمای سقوط کرده انتخاب شده باشه. اون که اونجاس اسمش تامیه. خودش به همه میگه اسمش رو از روی یه تفنگ انتخاب کردن. اما من مطمئنم که اسمش رو از روی یه رقاص معروف قرن نوزدهم برداشتن.

آدم ربایی (Snatch) – محصول 2000
کارگردان: گای ریچی
دیالوگ گو: جیسیون استتهام (ترکی)

.

دیالوگ پانصد و هفتادم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2012/05/23

اوی: باید راه بیوفتیم.
رزباد: کجا؟
اوی: لندن.
رزباد: لندن؟
اوی: لندن!
رزباد: لندن؟!؟
اوی: آره! لندن! چیپس و ماهی، فنجون چایی، غذای مزخرف، آب و هوای افتضاح، مری پاپینز… لندن!

آدم ربایی (Snatch) – محصول 2000
کارگردان: گای ریچی
دیالوگ گویان: دنیس فارینا (اوی) / سام داگلاس (رزباد)

.

دیالوگ پانصد و شصت و نهم

Posted in 2000 by Bardia Barj on 2012/05/21

سول: ببینم، تو از یه سیاره دیگه اومدی؟ آخه کدوم الاغی میره دو تا نره غول سیاه پوست که اسلحه به دست نشستن تو یه ماشینی که قیمتش از تی شرتی که تن توئه کمتره رو تهدید میکنه ؟!!؟!؟؟

آدم ربایی (Snatch) – محصول 2000
کارگردان: گای ریچی
دیالوگ گو: لنی جیمز (سول)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: