دیالوگ

دیالوگ چهارصد و سی و دوم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/08/16

(دکتر تورمن برای درمان دارکو را هیپنوتیزم کرده است)

دکتر تورمن: هنوز خیلی به دخترا فکر می کنی؟
دانی: آره… خیلی…
دکتر تورمن: از مدرسه برام بگو.
دانی: من خیلی به دخترا فکر می کنم.
دکتر تورمن: من در مورد مدرسه ازت سئوال کردم دارکو.
دانی: من تو مدرسه همش به سـ.ـکـ.ـس فکر می کنم.
دکتر تورمن: وقتی مدرسه هستی دیگه به چی فکر می کنی؟
دانی: ازدواج کنم و بچه دار بشم.
دکتر تورمن: به خانواده ت هم فکر می کنی؟
دانی: فقط به این فکر می کنم چطور با کریستینا سـ.ـکـ.ـس داشته باشم.
دکتر تورمن: من در مورد خانواده ت ازت سئوال کردم.
دانی: نه! من اصلا به سـ.ـکـ.ـس با خانواده ام فکر نمی کنم! این دیگه چه سئوالیه؟!!؟

دانی دارکو (Donnie Darko) – محصول 2001
کارگردان: ریچارد کلی
دیالوگ گویان: جیک گیلنهال (دانی) / کاترین راس (دکتر تورمن)

.

Advertisements

دیالوگ چهارصد و سی و یکم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/08/15

گرچن: تو همچین یه کم  غیر طبیعی هستیا!
دانی: ببخشید…
گرچن: نه بابا! دارم ازت تعریف میکنم!

دانی دارکو (Donnie Darko) – محصول 2001
کارگردان: ریچارد کلی
دیالوگ گویان: جیک جیلنهال (دانی) / جنا مالون (گرچن)

.

دیالوگ چهارصد و بیست و نهم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/08/13

دانی: من امروز یه دوست جدید پیدا کردم.
دکتر تورمن: واقعی یا خیالی؟
دانی: خیالی!

دانی دارکو (Donnie Darko) – محصول 2001
کارگردان: ریچارد کلی
دیالوگ گویان: جیک جیلنهال (دانی) / کاترین راس (دکتر تورمن)

.

دیالوگ چهارصد و بیست و هشتم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/08/12

دکتر تورمن: الان احساس تنهایی می کنی؟
دانی: ممم، نمی دونم. منظورم اینه که خیلی دوست دارم باور کنم که تنها نیستم، اما فقط هیچوقت نتونستم چیزی پیدا کنم که خلافش رو ثابت کنه. در موردش دیگه بحث نمی کنم. انگار که من تمام زندگیم رو صرف بحث کردن کردم، صرف سنجیدن فواید و مضرراتی که وجود داره و آخر هم به هیچ نتیجه ای نرسیدم. دیگه نمی خوام در موردش بحث کنم. بنظرم احمقانه و بی فایده س.
دکتر تورمن: جستجو برای رسیدن به خدا احمقانه و بی فایده س؟
دانی: اگه قراره همه تنها بمیرن، آره! احمقانه س!

دانی دارکو (Donnie Darko) – محصول 2001
کارگردان: ریچارد کلی
دیالوگ گویان: جیک جیلنهال (دانی) / کاترین راس (دکتر تورمن)

.

دیالوگ چهارصد و بیست و ششم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/08/10

گرچن: مامانم از دادگاه حکم گرفته که ناپدریم دیگه نتونه بهمون نزدیک بشه. آخه ناپدریم زود احساساتی میشه و مشکلات هیجانی داره.
دانی: چه عجیب، منم همینطورم! منم مشکلات هیجانی دارم! ناپدریت چه مدلیش رو داره؟
گرچن: اون مدلی که چاقو رو برداشت و چهار بار زد تو سینهء مامانم!!

دانی دارکو (Donnie Darko) – محصول 2001
کارگردان: ریچارد کلی
دیالوگ گویان: جیک جیلنهال (دانی) / جنا مالون (گرچن)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: