دیالوگ

دیالوگ دویست و نود و چهارم

Posted in 2004 by Bardia Barj on 2011/02/28

دن: یه گاز از ساندویچم میخوای؟
آلیس: نه. من ماهی نمی خورم.
دن: چرا؟؟
آلیس: چون ماهی ها توی دریا می شاشن!
دن: بچه ها هم توی دریا می شاشن!
آلیس: خب من بچه ها رو هم نمی خورم!!!

نزدیکتر (Closer) – محصول 2004
کارگردان: مایک نیکولز
دیالوگ گویان: جود لا (دن) / ناتالی پورتمن (آلیس)

.

دیالوگ دویست و نود و سوم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/27

باب: ببین، به جان خودم وقتی که اون یارو توی سمینار گفت «ممکنه بیل گیتس بعدی شما باشین» داشت به تو نگاه میکرد!
مارک زوکربرگ: بعید میدونم.
باب: من اصلا نمیدونم اون یارو که داشت حرف میزد کی بود!
مارک زوکربرگ: خود بیل گیتس بود!

شبکه اجتماعی (The Social Network) – محصول 2010
کارگردان: دیوید فینچر
دیالوگ گویان: جس آیزنبرگ (مارک زوکربرگ) / مارک سال (باب)

.

دیالوگ دویست و نود و دوم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/26

(مارک زوکربرگ، موسس فیس بوک، در دادگاهی ست که بر علیه او و شرکتش تشکیل شده است)

وکیل: آقای زوکربرگ، حواستون به من هست؟
مارک زوکربرگ: نه!
وکیل: شما فکر میکنین من مستحق این بی توجهی شما هستم؟
مارک زوکربرگ: بله؟
وکیل: آیا شما فکر میکنین که من مستحق این بی توجهی شما هستم؟
مارک زوکربرگ: من مجبور بودم قبل از اینکه این دادگاه شروع بشه سوگند یاد کنم که فقط حقیقت رو میگم و اصلا دلم نمی خواد سوگند خودم رو بشکونم. در نتیجه من از نظر قانونی مجبور هستم که به سئوال شما جواب «بله» بدم.
وکیل: بسیار خب. پس شما فکر میکنین که من مستحق این بی توجهی شما هستم.
مارک زوکربرگ: اون چیزی که من بهش فکر می کنم اینه که موکلین شما میخوان برای اینکه بلندقد بنظر بیان، بیان روی شونه های من بشینن. اینا این حق رو دارن که شانس خودشون رو امتحان کنن، اما هیچ الزامی وجود نداره که من اینجا بشینم و به دروغهای شما گوش کنم. فقط یه بخشی از حواس من به شماست، یه بخش خیلی خیلی کوچیک. تمام حواس من به اینه که برگردم به دفتر فیس بوک، جایی که من و همکارام کارایی میکنیم که هیچ کس توی این اتاق، از جمله و مخصوصا موکلین شما، چه از لحاظ عقل و شعور، چه از لحاظ خلاقیت، توان انجامش رو ندارن. (کمی مکث می کند) تونستم جواب سئوال مودبانهء شما رو محترنامه و با دقت کافی بدم؟؟

شبکه اجتماعی (The Social Network) – محصول 2010
کارگردان: دیوید فینچر
دیالوگ گویان: جس آیزنبرگ (مارک زوکربرگ) / دیوید سلبای (وکیل)

.

دیالوگ دویست و نود و یکم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/25

بکی فدر: بابا، وقتی پشه ها میمیرن کجا میرن؟
مارکوس هگینز: میرن جهنم.
لنی فدر: این حرفها رو به بچه نزن!
مارکوس هگینز: خیلی خب! میرن مکزیک!

بالغ ها (Grown Ups) – محصول 2010
کارگردان: دنیس دوگن
دیالوگ گویان: آدام سندلر (لنی فدر) / دیوید اسپید (مارکوس هگینز)

.

دیالوگ دویست و نودم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/02/25

هلن: ببین، من میخوام بدونم دقیقا چه اتفاقی داره میوفته.
کلاتو (موجود فضایی): این سیاره، زمین، داره میمیره. بشر داره اون رو از بین میبره.
هلن: پس تو اومدی ما رو نجات بدی؟
کلاتو: نه!
هلن: تو گفتی اومدی ما رو نجات بدی!
کلاتو: من گفتم اومدم زمین رو نجات بدم.
هلن: آهان! پس تو اومدی زمین رو از دست ما نجات بدی.
کلاتو: ما نمی تونیم این ریسک رو بپذیرم که حیات یه سیاره بخاطر یه موجود به خطر بیوفته.
هلن: منظورت چیه؟
کلاتو: اگه زمین بمیره، شما هم میمیرین. اگه شما بمیرین، زمین زنده میمونه!

روزی که زمین پابرجا ماند (The Day The Earth Stood Still) – محصول 2008
کارگردان: اسکات دریکسون
دیالوگ گویان: هلن (جنیفر کانلی) / کلاتو (کیانو ریوز)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و نهم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/21

زن: فقط خداوند متعال میتونه خلق کنه و از بین ببره. تو مگه مذهب نداری؟ تو مگه خدا نداری که تو کارش دخالت می کنی؟؟
دکتر جک کیورکین: چرا خانم، معلومه که من خدا دارم. اسمش هم هست باخ، یوهان سباستین باخ. حداقلش اینه که خدای من زائیدهء تخیلاتم نیست!!!

تو جک رو نمی شناسی (You Don’t Know Jack) – محصول 2010
کارگردان: بری لوینسون
دیالوگ گو: آل پاچینو (دکتر جک کیورکین)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و هشتم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/12

پایپر: چرا این کار رو کرد؟ چرا کانث همسرت رو کشت؟
مک گروبر: نمی دونم. هیچ ایده ای ندارم. ما خیلی اتفاقا با هم دوست بودیم. هر سه تامون یه کالج می رفتیم، من و کیسی و کانث. بعد از فارغ التحصیلی کانث با کیسی نامزد کرد و بعد هم از من خواست توی عروسیشون ساقدوش بشم. این درست همون وقتی بود که من شروع کردم به تیک زدن با کیسی و چندین بار ترتیبش رو دادم. اتفاقا اون اولین کسی بود که بهش اجازه دادم با کونم ور بره! یه کم بعدش، کیسی کانث رو بخاطر من ول کرد. البته کیسی اون موقع از کانث حامله بود، اما من ازش خواستم که بچه رو سقط کنه تا یه زندگی تازه رو با هم شروع کنیم. اونم قبول کرد. ما خیلی عاشق هم بودیم. اما اون کانث لعنتی عشقم رو ازم گرفت. هیچوقت نفهمیدم چرا!
پایپر: عجب خر تو خری بوده!
مک گروبر: ممنونم!

مک گروبر (MacGruber) – محصول 2010
کارگردان: جورما تاکن
دیالوگ گویان: ویل فورت (مک گروبر) / رایان فیلیپ (پایپر)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و هفتم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/11

گروهبان باراکوس: پیروزی ای که با خشونت بدست آمده باشد، درست مانند شکست است.
سرهنگ اسمیت: گاندی.
گروبان باراکوس: بله، درسته.
سرهنگ اسمیت: بهتر است خشن باشیم تا خشونت را در دلهایمان نگه داریم.
گروهبان باراکوس: اینو کی گفته؟
سرهنگ اسمیت: همون گاندی.

گروه A ا (The A-Team) – محصول 2010
کارگردان: جو کارناهان
دیالوگ گویان: لیام نیسون (سرهنگ هانیبال اسمیت) / کوئینتون «رمپیج» جکسون (گروهبان باراکوس)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و ششم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2011/02/09

متصدی بار: تو مست می کنی که بدبختیهات رو فراموش کنی؟
لوگان: نه. من مست می کنم که بدبختیهام یادم بیاد.

سرچشمه مردان ایکس: وولورین (X-Men Origins: Wolverine) – محصول 2009
کارگردان: گوین هود
دیالوگ گو: هیو جکمن (لوگان)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و پنجم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2011/02/08

سینسیوس: ما آدمای خوبی هستیم. تو هم به همون اندازه که من مسیحی هستم، مسیحی هستی.
هیپشیا: شما خداپرستها در مورد چیزی که باور دارین هیچ سئوالی نمی پرسین. من نمی تونم.

آگورا (Agora) – محصول 2009
کارگردان: الخاندرو امنابار
دیالوگ گویان: ریچل ویز (هیپشیا) / روپرت اوانس (سینسیوس)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و چهارم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/07

آرون: اون با این حالش نباید بره رو صحنه. الان برای کنسرت دادن حالش خوب نیست.
سرجیو: من بهت قول میدم که نمی میره!
آرون: اون زخمی شده، خونریزی داره، تو هم همش بهش مواد میدی، اون آدم غمگینیه، به کمک احتیاج داره.
سرجیو: نگران نباش. حالا حالاها نمی میمیره، باور کن! این حرومزاده های انگلیسی اصلا نمی میرن! تا حالا شنیدی یه راک استار انگلیسی بمیره؟ نه! اصلا! میک جگر، کیث ریچاردز، لد زپلین، اون لعنتیا همه فسیل شدن، اما هنوز زندن. اون آزی آزبورن رو ببین، شرط می بندم از مایلی سایروس بیشتر عمر میکنه!

بیارش به گریک (Get Him to the Greek) – محصول 2010
کارگردان: نیکلاس استولر
دیالوگ گویان: پی دی دی (سرجیو) / جونا هیل (آرون)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و سوم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/05

سرجیو: تا حالا کسی ذهنت رو گـ.ــائیده؟
آرون: فکر نکنم!
سرجیو: من همین الان دارم ذهنت رو مـ.ــیگام!
آرون: جدی؟!؟
سرجیو: الان حس نمیکنی تا دسته فرو کردم توی ذهنت؟!؟
آرون: نه! من واقعا هیچی حس نمی کنم!
سرجیو: می بینی؟ همینه! تمام هنر گـ.ــائیدن ذهن همینه که طرف نفهمه داره چه بلایی سرش میاد!
آرون: حالا در هر حال بهتره از کـ.ـاندوم استفاده کنی، چون من ذهن مریضی دارم!

بیارش به گریک (Get Him to the Greek) – محصول 2010
کارگردان: نیکلاس استولر
دیالوگ گویان: پی دی دی (سرجیو) / جونا هیل (آرون)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و دوم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/02/04

زندر: چرا مدل موهات مثل این آشغالای دهه هفتادیه؟
جو درت: مو نیست، کلاه گیسه!
زندر: خیال نداری کلاه گیست رو عوض کنی؟
جو درت: وقتی که بدنیا اومدم، بالای جمجمه نداشتم! فکر کنم یه کم از مغزمم زده بود بیرون که خیلی منظرهء مشمئز کننده ای داشت. مامانم این کلاه گیس گذاشت سرم که حال کسی بهم نخوره. بعد استخونا رشد کرد و کلاه گیس و کلهء من جوش خوردن بهم! حالا دیگه خیلی نمیخوام وارد مسائل علمی بشم!!
زندر: حداقل میتونی دمش رو کوتاه کنی!!
جو درت: ممم… تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم!

جو درت (Joe Dirt) – محصول 2001
کارگردان: دنی گوردون
دیالوگ گویان: دیوید اسپید (جو درت) / دنیس میلر (زندر)

.

دیالوگ دویست و هشتاد و یکم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2011/02/02

جان: من کلام خدا رو توی 100 کلمه بهتون میگم.
هری: این که کاری نداره! من توی 10 کلمه میگم: نکن! نکن! نکن! نکن! نکن! نکن! نکن! نکن! نکن! نکن!

مردی از زمین (The Man from Earth) – محصول 2007
کارگردان: ریچارد شنکمن
دیالوگ گویان: دیوید لی اسمیت (جان) / جان بلینگسلی (هری)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: