دیالوگ

دیالوگ چهارصد و هشتاد و هشتم

Posted in 1993 by Bardia Barj on 2011/10/19

دیوید: میدونی چرا من عاشق دخترهای دبیرستانی هستم؟ چون من پیر میشم، اما اونا همینطوری تر و تازه میمونن!

ژولیده و آشفته (Dazed and Confused) – محصول 1993
کارگردان: ریچارد لینکلتر
دیالوگ گو: متئو مک کوناگی

.

Advertisements

دیالوگ چهارصد و شصت و هفتم

Posted in 1993 by Bardia Barj on 2011/09/24

ژولی ویگنون: حالا واسه من فقط یه کار باقی مونده برای انجام دادن: هیچی. دیگه هیچ وابستگی‌ای نمی‌خوام، و هیچ خاطره‌ای. نه دوستی، و نه عشقی. اون‌ها همه‌شون آدم رو به دام می‌اندازن.

سه رنگ: آبی (Three Colors: Blue) – محصول 1993
کارگردان: کریستف کیشلوفسکی
دیالوگ گو: ژولیت بینوش (ژولی ویگنون)

(انتخاب از: Libero)

.

دیالوگ چهارصد و چهل و نهم

Posted in 1993 by Bardia Barj on 2011/09/03

هلن هیرش: یه روزی اون منو با تیر می‌زنه.
اسکار شیندلر: نه، اون به تو شلیک نمی‌کنه.
هلن هیرش: شلیک می‌کنه. چیزایی ازش دیدم. دوشنبه ما روی پشت بوم بودیم، من و لیزیک کوچولو و ما دیدیم که جناب فرمانده از خونه اومد بیرون توی حیاط پشتی که درست زیر ما بود و اسلحه‌ش رو بیرون کشید و یه زنی رو که داشت رد می‌شد با تیر زد. اون فقط یه زن بود با یه بقچه کوچیک توی دستش، درست شلیک کرد وسط گردنش. اون فقط یه زن بود که داشت راه خودش رو می‌رفت، تندتر یا آروم‌تر یا چاق‌تر یا لاغرتر از بقیه نبود و من نمی‌تونستم بفهمم مگه چیکار کرده بود. هر چی بیشتر کارهای جناب فرمانده رو ببینی، بیشتر می‌بینی که قوانین مشخصی نداره که بتونی باهاشون زندگی‌ت رو حفظ کنی، نمی‌تونی به خودت بگی «اگه این قوانین رو رعایت کنم، در امان می‌مونم.»

فهرست شیندلر(Schindler’s List) – محصول 1993
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
دیالوگ گویان: امبث داویتز (هلن هیرش) / لیام نیسون (اسکار شیندلر)

(انتخاب از: Libero)

.

دیالوگ چهارصد و چهل و هفتم

Posted in 1993 by Bardia Barj on 2011/09/01

(بیانات آمون گوت، فرمانده اس. اس. برای سربازانش در صبح روز قتل عام یهودیان شهر کراکوی لهستان)

آمون گوت: امروز تاریخ است. امروز به یادها خواهد ماند. سال‌ها بعد جوان‌ها با شگفتی درباره امروز خواهند پرسید. امروز خود تاریخ است و شما جزئی از آن هستید. ششصد سال پیش وقتی که در سرزمینی دیگر یهودیان به خاطر شیوع مرگ سیاه مورد سرزنش قرار گرفتند، کازیمیر کبیر به یهودیان گفت که می‌توانند به کراکو بیایند. آنها آمدند. دار و ندارشان را به این شهر آوردند و مستقر شدند. در تجارت، علم، آموزش و هنر پیشرفت کردند. با دست خالی آمدند و با دست خالی به موفقیت رسیدند. برای شش قرن آنها ساکنان کراکوی یهودی بودند. عصرِ امروز از آن شش قرن تنها شایعه‌ای می‌ماند. انگار هیچوقت نبوده‌اند. امروز تاریخ است.

فهرست شیندلر(Schindler’s List) – محصول 1993
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
دیالوگ گو: رالف فینس (آمون گوت)

(انتخاب از: Libero)

.

دیالوگ چهارصد و چهل و پنجم

Posted in 1993 by Bardia Barj on 2011/08/30

اسیر یهودی: دیشب خواب دیدم فقیر شدم و توی یه اتاق با 12 نفر دیگه که نمیشناسم دارم زندگی میکنم. بعد وقتی که بیدار شدم دیدم فقیر شدم و توی یه اتاق با 12 نفر دیگه که نمیشناسم دارم زندگی میکنم!

فهرست شیندلر(Schindler’s List) – محصول 1993
کارگردان: استیون اسپیلبرگ

(انتخاب از Omid Saadat)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: