دیالوگ

دیالوگ پانصد و بیست و چهارم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/01/25

آنتونیو: خب، روز دیگه تقریبا تموم شده، در نتیجه من از هر دوی شما میخوام که بیاین تو اتاق و تختخوابم!
ویکی: بیخیال! من فکر کردم این مسئله دیگه حل شده.
کریستینا: منظور ویکی اینه که اون نامزد داره و به زودی ازدواج میکنه.
آنتونیو: چقدر هم خوب! در نتیجه این آخرین روزای آزادیشه!
ویکی: نه، ببین، من آزاد نیستم. من متعهدم. میدونی من چی فکر می کنم؟ ببخشید من وقتی مست میکنم خیلی رک حرف میزنم. من فکر می کنم تو هنوز بخاطر شکستت تو ازدواج داری زجر می کشی، واسه همین همش دنبال روبط جنسی بی ارزش میگردی.
آنتونیو: بی ارزش؟ واقعا نظرت در مورد خودت اینه؟!!؟

ویکی کریستینا بارسلونا (Vicky Cristina Barcelona) – محصول 2008
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: ربکا هال (ویکی) / اسکارلت جوهانسون (کریستینا) / خوان آنتونیو (خاویر باردم)

.

Advertisements

دیالوگ چهارصد و یازدهم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2011/07/26

ماری: من نمي تونم پيامک بفرستم. مي دوني، اصولا توی پیامک آدم جذابی بنظر نمیام.
آنا: شايد بهتر باشه ديگه بهش پيام ندی.
ماری: آخه فقط که پيامک نيست. پیام الکترونیکی، پیامِ صوتی، پیامِ کوفت، پیام زهرمار.
آنا: خب این يه چيز نرمالیه.
ماری: به هرحال هيچ کدومشون جواب نميده. یه پسره وقتی سر کار بودم یه پیام گذاشته روی Voicemail ام، منم زنگ زدم خونه ش، بعد اون به موبايلم Email زده، منم به موبايلش پيامک فرستادم. بعدش دوباره به Email اصلیم جواب داده. اصلا همه چي غيرقابل کنترل شده! من دلم براي اون روزايي که یه شماره تلفن و یه پيامگير بود تنگ شده. پيامگير فقط يه نوار کاست داشت و اون نوار کاست یا یه پيام از طرف یارو داشت يا نداشت. ولي حالا بايد بري همه اين چيزاي مختلف رو چک کني. واقعا طاقت فرساست.
آنا: ول کن این حرفا رو. از اون پسره تو Myspace چه خبر؟!؟!

او با تو اینطور که تو فکر می کنی نیست(He’s Just Not That Into You) – محصول 2009
کارگردان: کن واپیس
دیالوگ گویان: اسکارلت یوهانسون (آنا) / درو بریمور (ماری)

(انتخاب از: Payam En)

.

دیالوگ سیزدهم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/07/04

سید واترمن: تو برام مثل دختری هستی که هیچوقت نداشتم.
سوندرا پرنسکی: اوه، سیدنی …
سید واترمن: نه نه، شوخی کردم!. شوخی کردم!. چون من هیچوقت نخواستم که بچه داشته باشم. من نخواستم چون فرض کن تو بچه داری، که چی آخه؟ تو می دونی که خوب هستی براشون، زیر پر و بالشون رو می گیری، سختی می کشی، بدبختی می کشی، ازشون مراقبت می کنی، و بعد که بزرگ شدن، اونها انگشت اتهام رو به سمتت می گیرن و تو رو متهم می کنن.

خبر داغ (Scoop) – محصول 2006
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: وودی الن (سید واترمن) / اسکارلت جوهانسون (سوندرا پرنسکی)

.

دیالوگ دهم

Posted in 2004 by Bardia Barj on 2010/07/03

بابی لانگ: پرسی، ودکا رو کجا گذاشتی؟
پرسی ویل: بهم گفتی قایمش کنم.
بابی لانگ: گفتم که گفتم! حالا کجا قایمش کردی؟
پرسی ویل: قرار شد بهت نگم. یادت نمیاد؟
بابی لانگ: لعنتی من هر موقع هرچی بهت گفتم تو هیچوقت انجام ندادی!، بگو کجا گذاشتیش؟
پرسی ویل: لاوسون، بابی دوباره گیر داده بهش بگم ودکا کجاس.
لاوسون پاینز (از در وارد می شود): پرسی. بیخیال شو. الان کریستمسه.
پرسی ویل: به جهنم!، زیر راه پله حیاط پشتیه.

یک آهنگ عاشقانه برای بابی لانگ (A Love Song for Bobby Long) – محصول 2004
کارگردان: شینی گبل
دیالوگ گویان: جان تراولتا (بابی لانگ) / اسکارلت جوهانسون (پرسی ویل) / گابریل ماکت (لاوسون پاینز)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: