دیالوگ

دیالوگ دویست و هفتاد و دوم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/01/20

سارا: ۳۰روز با من٬ در آپارتمان من، در اتاق خواب من٬ در آشپزخانه ی من، در وان سفید من ٬کنار تلویزیون همیشه خاموش من بمان تا معنای واقعی ”زندگی” را با شکل و نمودار برایت بکشم تا بفهمی که در این سال ها چیزی که می کردی “زندگی” نبود.۳۰ روز با من باش، صبح، ظهر٬ شب٬ نصفه شب… با من لیسی به بستنی قیفی ات بزن و کارهای ”همیشه مهمت” را فراموش کن… زیر باران با من برقص و با جمله ی نفرت انگیز “الان سرما می خوریم” حالم را نگیر… ۳۰ روز با من شاد باش و استرس هایت را قورت بده… موبایل لعنتی ات را خاموش کن، ساعت مچی گرانقیمت مزاحمت را بنداز توی سینک ظرفشویی… بی خیال کار٬ بی خیال دیگران، بی خیال زمان و عقربه ی ثانیه شمار. ۳۰ روز برای زندگی کردن کافی ست. نه کمتر و نه بیشتر٬ با من دیوانگی کن و بعد از آن…خداحافظ…

نوامبر شیرین (Sweet November) – محصول 2001
کارگردان: پت اوکانر
دیالوگ گو: چارلیز ترون (سارا)

* با تشکر از وبلاگ «می اندیشم شاید خواب دیده ام«

Advertisements

دیالوگ صد و هفدهم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/08/23

استیو: اگه من تو رو به شام دعوت کنم، میشم اولین مشتریت که این کار رو کرده. درسته؟؟
استلا: ببینم، تو آخرین سیم کشی که برای تعمیر اومده بود خونت رو هم به شام دعوت کردی؟؟
استیو: نه! چون آخرین سیم کشی که اومده بود اینجا 300 پوند وزنش بود و یه سیبیل مثل دستهء موتورسیکلت داشت!!

شغل ایتالیایی (Italian Job) – محصول 2003
کارگردان: اف. گری گری
دیالوگ گویان: ادوارد نورتون (استیو) / چارلیز ترون (استلا)

.

دیالوگ صد و شانزدهم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/08/22

استیو: هنوز به من اعتماد نداری؟
استلا: من به تمام آدمها اعتماد دارم. اونی که بهش اعتماد ندارم دیو درون آدمهاست.

شغل ایتالیایی (Italian Job) – محصول 2003
کارگردان: اف. گری گری
دیالوگ گویان: ادوارد نورتون (استیو) / چارلیز ترون (استلا)

.

دیالوگ صد و پانزدهم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/08/22

ایلین: اه اه! کار ِ لعنتی ِ دفتری! آخه کی دلش می خواد همچین کاری داشته باشه؟ پشت یه میز مسخره و لعنتی بشینی، یه تلفن مسخره هم داشته باشی،  یه مشت کاغذ لعنتی و مسخره هم بهت بدن، یه خودکار مسخره، شروع کنی مزخرف بنویسی، چرت و پرت. اینو که میمون هم می تونه انجام بده!!

هیولا (Monster) – محصول 2003
کارگردان: پتی جنکینز
دیالوگ گو: چارلیز ترون (ایلین)

.

دیالوگ صد و چهاردهم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/08/21

سلبی: ما هر چقدر دلمون بخواد می تونیم متفاوت باشیم! اما دلیل نمیشه که تو مردم رو بکشی!!
ایلین: کی گفته ؟؟؟ رابطهء من با خدا خیلی خوبه! خیلی با هم ردیفیم ! … می دونم مردم به چیزهای کثیفی فکر می کنن، لعنتی ها!، همین طور هم هست. بهت میگن «تو نباید آدم بکشی»، یا یه مزخرفی تو همین مایه ها. اما سلبی، دنیا این مدلی نمی چرخه. چون من دارم هر روز ِ لعنتیم رو توی این دنیا زندگی می کنم. کی می دونه خدا چی می خواد؟ مردم هر روز دارن همدیگرو می کشن، برای چی؟ هان؟ برای سیاست، برای مذهب، اونوقت اونا میشن قهرمان!! خیلی کارهای کثیفی هست که من دیگه نمیتونم انجامشون بدم، اما آدم کشتن جزو اونا نیست!

هیولا (Monster) – محصول 2003
کارگردان: پتی جنکینز
دیالوگ گو: چارلیز ترون (ایلین) / کریستینا ریچی (سلبی)

.

دیالوگ صد و چهارم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/08/17

ایلین: «تنها چیزی که نیاز داری عشق هست و اینکه به خودت ایمان داشته باشی» … ایدهء باحالیه!، البته دقیقا اینطوریا هم نیست. اما فکر کنم بهتر باشه آدم یه دروغ تند و تیز رو بشنوه، بجای اینکه حقیقت رو از 13 سالگی بدونه.

هیولا (Monster) – محصول 2003
کارگردان: پتی جنکینز
دیالوگ گو: چارلیز ترون (ایلین)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: