دیالوگ

دیالوگ سیصد و چهل و هفتم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2011/05/22

الکس: من فکر کردم که رابطه مون کاملاً واضح و مشخص بوده. منظورم اینه که، تو یه راه گریز هستی، یه زنگ تفریح توی زندگی معمولی ‌مون هستی. تو… تو یه پرانتزی!
رایان: هاه! من یه پرانتزم!

بر فراز آسمان (Up in the Air) –  محصول 2009
کارگردان: جیسون ریتمن
دیالوگ گویان: جرج کلونی (رایان بینگام) / الکس (ویرا فارمیگا)

(انتخاب از: Libero)

.

دیالوگ دویست و یازدهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2010/10/23

کارتر: صبر کن ببینم! شما دو تا کجا بودین؟؟
جیمی: بیرون!
لکسی: هیچ جا!
کارتر (رو به جیمی): تو بوسیدیش؟؟
لکسی: واستا ببینم…
کارتر: من جواب می خوام!!
جیمی: آره. بوسیدمش. لباش رو هم بوسیدم. دو بار! دوست هم داشتم! خیلی هم عالی و خوشمزه بود!
لکسی: جدی؟ ممنون!
جیمی: خواهش میکنم! قابل نداشت!

کلاه چرمی ها (Leatherheads) – محصول 2008
کارگردان: جرج کلونی
دیالوگ گویان: جرج کلونی (جیمی) / جان کراسینسکی (کارتر) / رنه زلوگر (لکسی)

.

دیالوگ دویست و نهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2010/10/22

(جیمی و کارتر به قصد دعوا و با عصبانیت روبروی هم گارد گرفته و مشت هایشان را گره کرده اند)
جیمی: ببین! فقط اینو بهت بگم! نزدیک زانوی راست من نشو!
کارتر: تو هم حواست به کتف چپ من باشه!
جیمی: خیلی خب. راستی، کشالهء رون پای راست من، پشتش، نه، اصلا همش، مراقب باش دیگه.
کارتر: قبول. به کمرم مشت نزنیا. خب؟ من کمر درد دارم.
جیمی: حتما. اصلا طرفش نمیام. میگم فقط صورت. قبول؟!
کارتر: آره، موافقم. فقط مشت می زنیم تو صورت!!

کلاه چرمی ها (Leatherheads) – محصول 2008
کارگردان: جرج کلونی
دیالوگ گویان: جرج کلونی (جیمی) / جان کراسینسکی (کارتر)

.

دیالوگ سی و سوم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2010/07/12

رایان بینگام: زندگی شما چقدر وزن داره؟ برای یه لحظه تصور کنین که شما یه کوله پشتی رو به دوش می کشین. ازتون می خوام که اون را با تمام چیزهایی که توی زندگیتون دارین پر کنین. با چیزهای کوچک شروع کنین. چیزای تو گنجه ها و کشوها، خرت و پرت ها، بعد شروع کنین به اضافه کردن چیزهای بزرگتر. لباسها، چیزهای روی میز، چراغها، تلویزیون… الان دیگه کوله پشتی باید حسابی سنگین شده باشه. برین سراغ چیزهای بزرگتر. مبل ، ماشین و خونه… ازتون می خوام همه رو توی کوله پشتی جا بدین. حالا می خوام که با آدمها اونو پُر کنین. با آشناهای بی اهمیت شروع کنین. دوستان دوستای شما، آدمهای محیط کار، بعد برین سراغ اونایی که بهشون اعتماد دارین. برادر، خواهر، فرزند، والدین و در آخر همسر، دوست پسر یا دوست دختر. همه رو گذاشتین توی اون کوله پشتی، وزن کیف رو حس کنین. شکت نکنین که روابط شما سنگین ترین چیزهایی هستن که توی زندگیتون دارین، تمام اون گفتگوها، بحث ها، رازها و توافق ها. هر چی آرومتر حرکت کنین، سریعتر می میریم. اشتباه نکنین، حرکت کردن یعنی همون زندگی کردن. بعضی حیوانها به صورت بیولوژیکی باید همدیگرو تمام عمر به دوش بکشن. مثل قوها!. ما قو نیستیم!، ما کوسه هستیم!!.

بر فراز آسمان (Up in the Air )– محصول 2009
کارگردان: جیسون ریتمن
دیالوگ گویان: جرج کلونی (رایان بینگام)

.

دیالوگ سی ام

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2010/07/11

ناتالی کینر: هرگز؟!؟
رایان بینگام: بله، هرگز.
ناتالی کینر: هیچوقت؟!؟
رایان بینگام: بله، هیچوقت.
ناتالی کینر: یعنی هیچوقت نمیخوای ازدواج کنی؟؟
رایان بینگام: درسته.
ناتالی کینر: بچه هم نمیخوای؟؟
رایان بینگام: فکرش رو هم نکن!
ناتالی کینر: هیچوقت؟!؟
رایان بینگام: هیچوقت. اینقدر این موضوع عجیب و غریبه؟؟
ناتالی کینر: آره! معلومه که هست!!
رایان بینگام: من واقعا هیچ ارزشی توی این کار نمی بینم. خیلی خب، بفروشش به من.
ناتالی کینر: چی؟
رایان بینگام: ازدواج رو می گم. بفروشش به من.
ناتالی کینر: خیلی خب. نظرت در مورد عشق چیه؟
رایان بینگام: (با تمسخر) هاه! خیلی خب!
ناتالی کینر: یه رابطه پایدار، فقط کسی که بتونی بهش تکیه کنی.
رایان بینگام: چند تا ازدواج پایدار سراغ داری؟؟
ناتالی کینر: کسی که باهاش حرف بزنی، کسی که زندگیت رو باهاش بگذرونی
رایان بینگام: من با آدمهایی که باهاشون حرف میزنم احاطه شدم!!. شک دارم این چیزی رو عوض کنه.

بر فراز آسمان (Up in the Air) – محصول 2009
کارگردان: جیسون ریتمن
دیالوگ گویان: جرج کلونی (رایان بینگام) / آنا کندریک (ناتالی کینر)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: