دیالوگ

دیالوگ پانصد و پنجاه و هشتم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2012/04/15

کاتر: توی شعبده بازی، هر حقه‌ای سه مرحله داره: به مرحلهء اول می‌گن: «تعهد» شعبده باز یه چیز معمولی رو بهتون نشون می‌ده: یه دسته ورق، یه پرنده، یا یه آدم. اونو بهتون نشون می‌ده و حتی شاید ازتون بخواد وارسیش کنید و ببینید که واقعی و طبیعی و دس نخورده ست. که البته… معمولاً اینطوری نیست. به مرحلهء دوم می‌گن: «تغییر» تو این مرحله، شعبده باز رو اون چیز معمولی، یه حرکتی می‌زنه، که یه کار غیرعادی ازش سر بزنه. حالا شما دنبال سرّ کار می‌گردید… اما پیداش نمی‌کنید؛ چون شما در واقع پی ش نیستید، راستش اصلاً دوس ندارید بدونید. می‌خواید گول بخورید. با این وجود، هنوز کسی کف نمی‌زنه… چون غیب کردن یا عوض کردن یه چیز، کافی نیست؛ باس دوباره اونو به شکل اولش برگردوند. واسه اینه که هر حقهء شعبده بازی یه مرحلهء سومی داره، که سخت‌ترین قسمتشه؛ که ما بهش می‌گیم: «حیثیت»

حیثیت (The Prestige) – محصول 2006
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گو: مایکل کین (کاتر)

(انتخاب از: میرزا آدم جان)

.

دیالوگ پانصد و بیستم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2012/01/17

خانم پاتر: یه چیز خیلی خوشمزه در مورد نوشتن اولین کلمات یه داستان وجود داره، هیچوقت نمیتونی بگی که قراره این داستان تورو به کجا ببره. داستان من منو میبره به جایی که بهش تعلق دارم.

خانم پاتر (Miss Potter) – محصول 2006
کارگردان: کریس نونان
دیالوگ گو: رنه زلوگر (خانم پاتر)

.

دیالوگ چهارصد و نودم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2011/10/24

مارتین فرام: می خوام خودت کلاهت رو قاضی کنی! اگه یه نفر بدون اینکه پیراهن تنش باشه بیاد اینجا و من استخدامش کنم تو چی فکر می کنی؟
کریس گاردنر: فکر می کنم حتما باید شلوار خیلی خوبی پاش کرده باشه!

در جستجوی خوشبختی (Pursuit of Happyness) – محصول 2006
کارگردان: گابریل موچینو
دیالوگ گویان: جیمز کارن (مارتین فرام) / ویل اسمیت (کریس گاردنر)

.

دیالوگ چهارصد و شصت و هشتم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2011/09/25

دیوی جونز: زندگی بیرحمه. چرا فکر می کنی زندگیِ پس ‌از‌مرگ  یه جور دیگه‌ اس؟؟

دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده (Pirates of the Caribbean: Dead Man’s Chest) – محصول 2006
کارگردان: گر وربینسکی
دیالوگ گو: بیل نایی (دیوی جونز)

(انتخاب از: Libero)

دیالوگ چهارصد و پانزدهم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2011/07/30

دنی آرچر: بعضی وقت ها این سوال برام پیش می یاد که «خدا ما رو به خاطر بلاهایی که سر هم میاریم می بخشه؟» …ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجا رو ترک کرده.

الماس خونین (Blood Diamond) محصول 2006
کارگردان: ادوارد زوییک
دیالوگ گو: لئوناردو دیکاپریو (دنی آرچر)

(انتخاب از: m scarecrow)

.

دیالوگ سیصد و بیست و هفتم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2011/05/02

بن ویلیس: یه خبر بد: زمان همیشه در حال پروازه! و یه خبر خوب: توی این پرواز تو خلبانی!

بازپرداخت (Cashback) – محصول 2006
کارگردان: شان الیس
دیالوگ گو: شان بیگراستف

.

دیالوگ سیصد و بیست و دوم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2011/04/24

بن ویلیس: یه روزی دلم می خواست که بدونم عشق چیه. عشق همونجاس! فقط کافیه که بخوای اونجا باشه. فقط کافیه ببینی که لای زیبایی پیچیده شده و خودش رو بین ثانیه ها پنهان کرده. اگه برای یه لحظه ثابت سر جات وا نستی، از دستش میدی!

بازپرداخت (Cashback) – محصول 2006
کارگردان: شان الیس
دیالوگ گو: شان بیگراستف

.

دیالوگ سیصدم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2011/03/11

ناظر: به خدا ایمان داشته باش.
لئونیداس: ترجیح میدم به کاری که میخوام انجام بدم ایمان داشته باشم!

300 – محصول 2006
کارگردان: زک اسنایدر
دیالوگ گویان: لئونیداس (جرارد باتلر) / الکس ایوانوویچی (ناظر)

پ.ن: دیالوگی از 300 بمناسبت پست شمارهء 300.

.

دیالوگ دویست و شصت و سوم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2011/01/05

کی آیفل: فکر می کنی من تا الان چند نفر رو کشتم؟
پینی اشر: کی! مزخرف نگو!
کی آیفل: نه جدی! چند نفر؟
پنی اشر: نمی دونم.
کی آیفل: هشت تا!
پنی اشر: کی، تو باید…
کی آیفل: شمردم همه رو! من هشت نفر رو کشتم!
پنی اشر: اونا شخصیتهای قصه بودن!
کی آیفل: هارولد کریک قصه نیست! هر کتابی که تا الان من نوشتم آخرش یه نفر مرده. همشون هم آدمهای خوبی بودن. یه کتاب نوشته بودم در مورد یه معلم. بعد درست یه روز قبل از تعطیلات تابستون کشتمش. این ظالمانه نیست؟ یا یه کتاب در مورد یه مهندس عمران نوشتم. اسمش ادوارد بود. اون بدبخت رو هم با یه سکته قلبی کلکش رو کندم. من کشتمش! میفهمی پنی؟ من همشون رو کشتم!

عجیب تر از قصه (Stranger Than Fiction) – محصول 2006
کارگردان: مارک فارستر
دیالوگ گویان: اما تامپسون (کی آیفل) / کوئین لتیفا (پنی اشر)

.

دیالوگ دویست و چهارم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/10/19

مایک جونز: مامانم میگه مکزیک جای خطرناکیه.
سانتیاگو: آره! اونجا پر از مکزیکیه !!!

هرج و مرج (Babel) – محصول 2006
کارگردان: الخاندرو گونزالس ایناریتو
دیالوگ گویان: نیتن گمبل (مایک جونز) / گائل گارسیا برنال (سانتیاگو)

دیالوگ صد و بیست و پنجم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/08/27

پدربزرگ: گوش بده به من! هیچ دلیلی نداره که من به تو دروغ بگم. اون اشتباهاتی که وقتی من جوان بودم مرتکب شدم تو دیگه تکرار نکن. گوش کن بچه، هر چی دختر دم دستت میاد ترتیبش رو بده! یه دختر نه، هر چی بیشتر بهتر!!

میس سانشاین کوچولو (Little Miss Sunshine) – محصول 2006
کارگردان: جاناتان دیتون / والری فاریس
دیالوگ گو: الن آرکین (پدربزرگ)

.

دیالوگ صد و بیست و سوم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/08/26

پدربزرگ: من خستم. من خیلی خیلی خستم. می دونی من چقدر خستم؟ اگه یه دختر بیاد و التماس کنه که ترتیبش رو بدم، نمی تونم!! خودت بفهم دیگه چقدر خستم!!

میس سانشاین کوچولو (Little Miss Sunshine) – محصول 2006
کارگردان: جاناتان دیتون / والری فاریس
دیالوگ گو: الن آرکین (پدربزرگ)

.

دیالوگ نود و سوم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/08/12

دومینیک: فکر می کنی چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟
فینچ: همون اتفاقی که معمولا وقتی مردم ِ بدون سلاح مقابل مردم ِ مسلح می ایستن، میوفته.

وی مثل وندتا (V for Vendetta) – محصول 2006
کارگردان: جیمز مک تیگ
دیالوگ گویان: استفان ره آ (فینچ) / روپرت گریوز (دومینیک)

.

دیالوگ پنجاه و دوم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/07/22

ایلربی: عروسیت چطور بود؟
کالین سالیوان: عالی، خیلی خوب بود. زنم دکتره.
ایلربی: ایول، خیلی خوبه.
کالین سالیوان: آره.
ایلربی: ازدواج خیلی چیز مهمیه، یه قدم رو به جلو هست. اینطوری دیگه مردم میفهمن همجنس باز نیستی! مردهای متاهل پایداری و ثبات بیشتری دارن. مردم حلقه رو دستش می بینن، با خودشون فکر می کنن که این یارو حداقل تونسته یه گهی بخوره. زنها هم حلقه رو می بینن، اونوقت خیلی سریع می فهمن که این آقا یا پول درست و حسابی داشته، یا توی شورتش یه چیز درست و حسابی داره!!!

رفتگان (The Departed) – محصول 2006
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
دیالوگ گویان: مت دیمون (کالین سالیوان) / الک بالدوین (ایلربی)

.

دیالوگ چهل و هشتم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/07/19

مدی بوئن: می دونم که تو پدر و مادرت رو از دست دادی.
دنی آرچر: ممنون که اینقدر مودبانه موضوع رو مطرح کردی! چون به مادرم تجاوز کردن و بعد یه گلوله خالی کردن تو مغزش، پدرم هم اول گردنش رو زدن بعد هم از قلاب آویزونش کردن. اون موقع من 9 سالم بود. گریه آوره ، نه ؟

الماس خونین (Blood Diamond) – محصول 2006
کارگردان: ادوارد زوییک
دیالوگ گویان: جنیفر کانلی (مدی بوئن) / لئوناردو دیکاپریو (دنی آرچر)

.

دیالوگ هفدهم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/07/05

دونالد کروترز: می دونستی ادرار برای پوست خیلی خوبه؟. مادربزرگم، بخدا قسم راست میگم، مادربزرگم بهم گفته. اون گفتش که… اونوقت که جوش زده بودم، بهم گفتش که…
ریچارد مسنر: شاشید رو صورتت؟؟
دونالد کروترز: پاشو گمشو برو بیرون!. چرا مزخرف میگی؟؟
ریچارد مسنر: چی؟
دونالد کروترز: اون مادربزرگمه!
ریچارد مسنر: تو خودت گفتی مادربزرگت گفته که بشاشی رو پوست خیلی خوبه.

قهرمانان سیگاری (Smokin’ Aces) – محصول 2006
کارگردان: جو کارناهان
دیالوگ گویان: ری لیوتا (دونالد کروترز) / رایان رینولدز (ریچارد مسنر)

.

دیالوگ سیزدهم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2010/07/04

سید واترمن: تو برام مثل دختری هستی که هیچوقت نداشتم.
سوندرا پرنسکی: اوه، سیدنی …
سید واترمن: نه نه، شوخی کردم!. شوخی کردم!. چون من هیچوقت نخواستم که بچه داشته باشم. من نخواستم چون فرض کن تو بچه داری، که چی آخه؟ تو می دونی که خوب هستی براشون، زیر پر و بالشون رو می گیری، سختی می کشی، بدبختی می کشی، ازشون مراقبت می کنی، و بعد که بزرگ شدن، اونها انگشت اتهام رو به سمتت می گیرن و تو رو متهم می کنن.

خبر داغ (Scoop) – محصول 2006
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: وودی الن (سید واترمن) / اسکارلت جوهانسون (سوندرا پرنسکی)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: