دیالوگ

دیالوگ پانصد و نود و یک

Posted in 1969 by Bardia Barj on 2012/08/19

بیلی: مشکل آزادی چیه؟ مگه هدف همه چی همین آزادی نیست؟
جرج: بله. درسته. همینه. اما صحبت کردن در مورد آزادی و آزاد بودن دوتا مسئله متفاوته. منظورم اینه که، کار خیلی سختیه، وقتی توی بازار خرید و فروشت میکنن، آزاد باشی. البته، هرگز به کسی نگو که آزاد نیست. چون اون وقته که شروع می کنن به کشتن صدمه زدن که بهت ثابت کنن آزادن! اونا باهات درباره آزادی فردی حرف میزنن وحرف میزنن وحرف میزنن. اما وقتی یه فرد آزاد رو میبینن، وحشت زده میشن.

ایزی رایدر (Easy Rider)  – محصول 1969
کارگردان: دنیس هاپر
دیالوگ گویان: دنیس هاپر (بیلی) / جک نیکلسون (جرج)

(انتخاب از: مهران پاکنژاد)

.

 

 

 

دیالوگ صد و سی و هشتم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2010/09/01

جرج اُهِرن: زنان ِ زیبا نامرئی هستن.
دیوید کپش: نامرئی؟ این حرف یعنی چی؟ نامرئی؟ یه زن زیبا همینطوری هم یه جا واسته، خیالش به تو هجوم میاره و تو اصلا نمیتونی نادیده بگیریش.
جرج اهرن: اما در حقیقت ما هیچوقت خود شخص رو نمی بینیم. ما فقط اون روکش زیبا رو می بینیم. راه نفوذ ما توسط مانع و سدی به اسم زیبایی بسته شده. بله! ما اونقدر به بیرون خیره میشیم که هیچوقت موفق نمیشیم به درون راه پیدا کنیم.

مرثیه (Elegy) – محصول 2008
کارگردان: ایزابل کویکست
دیالوگ گویان: بن کینگزلی (دیوید کپش) / دنیس هاپر (جرج اهرن)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: