دیالوگ

دیالوگ پانصد و بیست و چهارم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2012/01/25

آنتونیو: خب، روز دیگه تقریبا تموم شده، در نتیجه من از هر دوی شما میخوام که بیاین تو اتاق و تختخوابم!
ویکی: بیخیال! من فکر کردم این مسئله دیگه حل شده.
کریستینا: منظور ویکی اینه که اون نامزد داره و به زودی ازدواج میکنه.
آنتونیو: چقدر هم خوب! در نتیجه این آخرین روزای آزادیشه!
ویکی: نه، ببین، من آزاد نیستم. من متعهدم. میدونی من چی فکر می کنم؟ ببخشید من وقتی مست میکنم خیلی رک حرف میزنم. من فکر می کنم تو هنوز بخاطر شکستت تو ازدواج داری زجر می کشی، واسه همین همش دنبال روبط جنسی بی ارزش میگردی.
آنتونیو: بی ارزش؟ واقعا نظرت در مورد خودت اینه؟!!؟

ویکی کریستینا بارسلونا (Vicky Cristina Barcelona) – محصول 2008
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: ربکا هال (ویکی) / اسکارلت جوهانسون (کریستینا) / خوان آنتونیو (خاویر باردم)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: