دیالوگ

دیالوگ شـصت و یکم

Posted in 1998 by Bardia Barj on 2010/07/28

ست: دنی، تو از کی متنفری؟
دنی وینیارد: من از هر کسی که سفیدپوست پروتستان نباشه متنفرم.
ست: چرا؟
دنی وینیارد: اونا مزاحم پیشرفت سفید پوستا هستن. البته بعضیهاشون هم خوب هستن فکر کنم…
ست: هیچ کدوم اون آشغالا خوب نیستن دنی! می فهمی؟ هیچکدوم!

تاریخ مجهول آمریکا (American History X) – محصول 1998
کارگردان: تونی کای
دیالوگ گویان: ایتان ساپلی (ست) / ادوارد فرلانگ (دنی وینیارد)

.

دیالوگ پنجاه و هشتم

Posted in 1998 by Bardia Barj on 2010/07/27

گزارشگر (ویدئویی از درک در حال گریه کردن در کنار مادرش، در حال مصاحبه بعد از مرگ پدر پخش می شود): تو به جرم قتل یه سیاه پوست بازداشت شدی. ببین می دونم خیلی سخت هست، اما الان چه احساسی داری؟
درک وینیارد: فکر می کنی چه احساسی دارم؟ فکر کنم حس باحالیه.
گزارشگر: باحال؟؟
درک وینیارد: خب این کشور شده حیاط خلوت مجرمها، چه انتظاری داری؟ این انگلهای جامعه اونوقت میان جیب آمریکاییهای زحمت کش و نجیب مثل بابای من رو می زنن.
گزارشگر: انگل؟؟
درک وینیارد: آره دیگه، سیاه پوستها، زردپوست ها… همشون
گزارشگر: متوجه نمی شم، یعنی تو می خوای بگی کشته شدن پدرت به مسئله نژادی بوده؟
درک وینیارد: آره معلومه که مسئله نژادی بوده. هر بدبختی و مشکلی توی این مملکت مسئله نژادی هست. قضیه فقط قتل نیست. مثل مهاجرت، مثل ایدز، مثل هزینه کمکهای اجتماعی. تمام این مشکلات زیر سر اینهاس. جامعه سیاه ها، جامعه اسپانیایی ها، جامعه آسیایی ها، هیچ کدوم اینها مشکلات سفیدپوستها نیست.
گزارشگر: درک، یعنی این چیزهایی که میگی به فقر مربوط نمیشه؟
درک وینیارد: نه، ببین، نه!. این چیزها محصول محیط نیستن، این حرف چرند هست. اقلیتها اندازه آشغال هم برای این کشور ارزش قائل نیستن. اونا نمیان بخشی مفیدی از آمریکا یشن، میان که ازش سوء استفاده کنن.
گزارشگر: اما خب این …
درک وینیارأ: منظورم اینه که میلیونها اروپایی آمریکایی سفید پوست میان اینجا و رشد می کنن و یه نسل رو میسازن. خب آخه این کثافتها چه مشکلی می تونن داشته باشن که …(گریه می کند)… که به یه آتش نشان شلیک کنن؟
گزارشگر: این مسئله چه ارتباطی با قتل پدر تو داره؟
درک وینیارد: چون بابای من داشت انجام وظیفه می کرد که کشته شد. بابام همسایهء یه کاکا سیاه آشغال رو از توی آتیش کشید بیرون. واسه اون آشغال اصلا مهم نبود. یه مواد فروش آشغال به بابای من شلیک کرد که احتمالا هنوز هم داره از پول کمکهای اجتماعی استفاده می کنه.

تاریخ مجهول آمریکا (American History X) – محصول 1998
کارگردان: تونی کای
دیالوگ گویان: ادوارد نورتون (درک وینیارد) / استیو ولفورد (گزارشگر)

.

دیالوگ پنجاه و هفتم

Posted in 1998 by Bardia Barj on 2010/07/26

باب سوئینی: یه زمانی بود که من همه چیز و همه کس رو برای غم و درد و تمام بدبختیهایی که خودم و مردمم داشتن مقصر می دونستم. همه بنظرم مقصر بودن، سفیدپوستها، جامعه، خدا… . اما هیچوقت جواب نگرفتم. می دونی چرا؟ چون سئوال غلطی می پرسیدم. باید سئوال درست رو پرسید.
درک وینیارد: مثلا چه سئوالی؟
باب سوئینی: تاحالا توی عمرت کاری کردی که زندگیت بهتر بشه؟

تاریخ مجهول آمریکا (American History X) – محصول 1998
کارگردان: تونی کای
دیالوگ گویان: آوری بروکس (باب سوئینی) / ادوارد نورتون (درک وینیارد)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: