دیالوگ

دیالوگ چهارصد و هشتاد و هفتم

Posted in 1991 by Bardia Barj on 2011/10/18

مکس: اگه تماس گرفت، مهربون برخورد کن، می‌دونی چطور؟ مثه اینکه واقعاً خوشحال شدی از شنیدن صداش. مثه اینکه دلت براش تنگ شده. زن‌ها عاشق این مسخره بازیان!

تلما و لوئیز (Thelma & Louise) –  محصول 1991
کارگردان: ریدلی اسکات
دیالوگ گو: استفن توبلووسکی (مکس)

(انتخاب از: Libero M)

.

دیالوگ چهارصد و هشتاد و ششم

Posted in 1991 by Bardia Barj on 2011/10/17

(در پارکینگ بیرون بار، هارلن درحال تعرض به تلما است که لوئیز سر می‌رسد)

لوئیز: ولش کن بذار بِره.
هارلن: (بی‌آنکه رویش را برگرداند به کارش ادامه می‌دهد) بزن به چاک، لعنتی!
لوئیز: (نوک لوله اسلحه را به کنار صورت هارلن می‌گذارد) بذار اون بِره، حرومزاده کثیف، یا اینکه بزنم اون صورت نکبتت رو بپاشونم روی همین ماشین خفنه.
هارلن: (درحالیکه تلما را رها می‌کند، بدون اینکه رویش را برگرداند) باشه. هی، هی! آروم باش! ما فقط داشتیم یه کمی خوش می‌گذروندیم، همش همین.
لوئیز: معلومه که تصور واقعاً داغونی از خوش گذروندن داری. روت رو بکن این‌ور. (هارلن آرام به سوی لوئیز می‌چرخد، لوئیز شمرده می‌گوید) واسه بعدها یادت باشه، وقتی یه زن داره اینطوری گریه می‌کنه، هیچ بهش خوش نمی‌گذره!

تلما و لوئیز (Thelma & Louise) –  محصول 1991
کارگردان: ریدلی اسکات
دیالوگ گویان: سوزان ساراندن (لوئیز) / تیموتی کارهارت (هارلن)

(انتخاب از: Libero M)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: