دیالوگ

دیالوگ سیصد و چهل و نهم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2011/05/24

دن: اگه آدمها رو به اندازه ي کافي بترسوني، ميتوني اونا رو به انجام هر کاري مجبور کنی. اونا به سمت هر کسي یا هر چیزی که يه راه حل داشته باشه ميرن.

غبار (The Mist) – محصول 2007
کارگردان: فرانک دارابونت
دیالوگ گو: جفری مک مان (دن)

(انتخاب از: .Sina H)

.

دیالوگ سیصد و چهل و هشتم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2011/05/23

اولی:  به عنوان يک گونه حيواني، ما از پايه ديوونه ايم. کافیه بیش از دو تا از ما رو توي يک اتاق تنها بذارن. اونوقت ما يکي رو انتخاب ميکنيم و شروع ميکنيم به دلیل تراشیدن تا اون يکي رو بکشيم. پس فکر ميکني برای چی سياست و مذهب بوجود اومده؟

غبار (The Mist) – محصول 2007
کارگردان: فرانک دارابونت
دیالوگ گو: تابی جونز (اولی)

(انتخاب از: .Sina H)

.

دیالوگ سیصد و چهل و ششم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2011/05/21

آماندا: انگار زياد به انسانيت اعتقاد نداري. درسته؟
دن: به هیچ وجه.
آماندا: نمي تونم حرفت رو قبول کنم. مردم ذاتا خوب هستن. خداي من! ديويد، ما يه جامعه ي متمدن هستيم.
دیوید: بله… البته تا وقتی که ماشين ها کار ميکنن و تو ميتوني به پليس زنگ بزني. و اگر این وسايل رو از کار بندازي و مردم رو توی تاريکي قرار بدي و اونا رو بترسوني و ديگه قانوني وجود نداشته باشه، اون موقع ميبيني که چقدر شبيه انسان هاي اوليه ميشن!

غبار (The Mist) – محصول 2007
کارگردان: فرانک دارابونت
دیالوگ گویان: توماس جین (دیوید) / لاری هولدن (آماندا)

(انتخاب از: .Sina H)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: