دیالوگ

دیالوگ دویست و هفتاد و نهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/01/27

(جولین متوجه می شود دختر زیبایی که با او در کافه آشنا شده – مایکل –  و مدتی ست با او رابطه دارد، متاهل است)

مایکل: من و شوهرم به یه درکی رسیدیم که این چیزها دیگه برامون مسئله ای نیست. من نه دروغگو هستم، نه هوسباز. تو می تونی با شوهرم ملاقات کنی.
جولین: اصلا نمیتونم این اراجیفی رو که میگی باور کنم!
مایکل: من و شوهرم پای هیچ چیزی رو امضاء نکردیم.
جولین: الان فکر میکنی این همه چیز رو درست میکنه؟!؟
مایکل: درست؟ درست؟ چی درسته جولین؟ هان؟ چی درسته؟ مردم هر روز درست زندگی میکنن و هیچوقت هم خوشحال نیستن. ما خودمون تصمیم میگیریم که چی درسته! اگه تو باعث بشی زندگی من بهتر بشه و من هم باعث بشم زندگی تو بهتر بشه، این چه اشکالی داره؟ مگه آدم از یه رابطه چی میخواد؟ اگه از این رابطه خوشت نمیاد، باشه! قبول! اما لطفا به استانداردهایی که مجبورمون کردن قبول کنیم ربطش نده… جولین، به من نگاه کن! من می تونم تا هر اندازه که تو بخوای عاشقت باشم! اما نه اونطوری که بقیه میگن. تو لیاقت این رو داری که من مال تو باشم. تو لیاقت همه چیز رو داری.

پیمان انسانی (The Human Contract) – محصول 2008
کارگردان: جادا پینکت اسمیت
دیالوگ گویان: پاز وگا (مایکل) / جیسون کلارک (جولین)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: