دیالوگ

دیالوگ سیصد و هشتاد و دوم

Posted in 2005 by Bardia Barj on 2011/06/26

لوسیل: زندان برات جهنم بود مارو، کاری نکن که برای تمام عمر برگردی اون تو.
مارو: جهنم؟ تو نمی دونی جهنم چیه. هیچ کدوم از شماها اینو نمی دونه. جهنم کتک خوردن یا قطع شدن دست و پا یا معلق زدن جلوی یه مشت آشغال که اسمشون رو گذاشتن هیئت منصفه، نیست. جهنم اینه که هر روزِ لعنتی بیدار شی و ندونی اصلاً چرا اینجایی یا حتی چرا نفس می کشی.

شهر گناه (Sin City) –  محصول 2005
کارگردان: فرانک میلر / رابرت رودریگز
دیالوگ گویان: میکی رورک (مارو) / کارلا گوجینو (لوسیل)

(انتخاب از: m scarecrow)

.

دیالوگ صدم

Posted in 2005 by Bardia Barj on 2010/08/15

کشیش: …از خودت سئوال کردی که اصلا جسد یه جـ.ـنـ.ـده ارزش مردن داره که تو این کارا رو می کنی؟
مارو: ارزش مردن داره (به کشیش شلیک می کند) … ارزش کشتن داره (دوباره شلیک می کند) … ارزش به جهنم رفتن داره (دوباره شلیک می کند) … آمــــیـــــن.

شهر گناه (Sin City) – محصول 2005
کارگردان: فرانک میلر / رابرت رودریگز
دیالوگ گویان: میکی رورک (مارو) / فرانک میلر (کشیش)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: