دیالوگ

دیالوگ پانصد و هفتاد و ششم

Posted in 1973 by Bardia Barj on 2012/06/15

سرپیکو: بعد مرگت یه روز چشاتو وا می کنی و میبینی توی همین اتاق، با همین آدمای دور و برتی، اونوقت می فهمی که بردنت جهنم.

سرپیکو (Serpico) – محصول 1973
کارگردان: سیدنی لومت
دیالوگ گویان: آل پاچینو (فرانک سرپیکو)

(انتخاب از: مهران پاکنژاد)

.

Advertisements
Tagged with: , ,

دیالوگ سی و هفتم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2010/07/13

اندی: یه چیزی توی حسابرسی مستغلات و املاک هست که تو می تونی، می تونی یه چیزی پایین صفحه یا گوشه صفحه اضافه کنی و بعد همه چیز درست بشه. همه چیزا هر روز با هم جمع میشن. مجموع همیشه حاصل جمع اجزا هست. این خیلی شفافه. خیلی واضح هست. تمیز و کامل!. اما زندگی من، زندگی من اینطوری نیست. هیچ چیزی به هیچ چیز دیگه ربطی نداره!. من، من مجموع اجزا خودم نیستم!!!. تمام اجزا من به یه شکل واحد جمع نمیشن! فکر کنم من واحد نیستم!.
جاستین: یا برو روانپزشک، یا زن بگیر!
اندی: من زن دارم!
جاستین: پس برو روانپزشک!

پیش از آنکه شیطان بفهمد مرده ای (Before the Devil Knows You’re Dead) – محصول 2007
کارگردان: سیدنی لومت
دیالوگ گویان: فیلیپ سیمور هافمن (اندی) / بلین هورتون (جاستین)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: