دیالوگ

دیالوگ سیصد و بیست و نهم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2011/05/04

دختر زندانی: توی دهکدهء ما یه دختری بود که بهش اتهام جادوگری زدن. لباسش رو پر از سنگ کردن و انداختنش توی دریاچه. گفتن اگه آدم باشه حتما غرق میشه و معلومه که بی گناهه!! اون بدبخت هم اونقدر شنا کرد تاغرق نشد. آوردنش بیرون و گفتن آدم نیست، جادوگره! آتیشش زدن!

موسم افسونگر (Season of the Witch) – محصول 2011
کارگردان: دومنیک سنا
دیالوگ گو: کلر فوی (دختر زندانی)

.

Advertisements

دیالوگ سیصد و بیست و هشتم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2011/05/03

بیمن: یه روز یه کشیش به دهکدهء فلسون اومد. کشیش بهشون گفت که هر کسی توی جنگ صلیبی شرکت کنه، از طرف کلیسا گناهاش بخشیده میشه و مورد لطف الهی قرار می گیره. اون موقع موضوع ِ گناه و این چیزا برای فلسون ِ جوان خیلی جذاب بود. فلسون از کشیش پرسید که چه جور گناهایی بخشیده میشه؟ زنا رو هم می بخشن؟ کشیش گفت آره، باید بجاش دو سال خدمت کنی. فلسون پرسید که دزدی رو هم می بخشن؟ کشیش جواب داد آره، باید بجاش سه سال خدمت کنی. فلسون یه کم حساب کتاب کرد و به کشیش گفت: حالا فعلا اسم ما رو واسه 10 سال بنویس تا ببینیم بعدش چی میشه!

موسم افسونگر (Season of the Witch) – محصول 2011
کارگردان: دومنیک سنا
دیالوگ گو: نیکلاس کیج (بیمن)

.

دیالوگ سیصد و بیست و سوم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2011/04/25

(قبل از شروع جنگ)
بیمن: هرکی تونست بیشتر آدم بکشه، نوشیدنی امشب رو اون یکی میخره. قبول؟
فلسون: باشه. قبول.
بیمن: پس 300 نفر سمت چپ رو من می کشم، 300 تای سمت راست رو هم تو بکش!
فلسون: خب اگه قرار باشه اونا رو به تعداد مساوی تقسیم کنیم، معلوم نمیشه که کی برنده شده!
بیمن: باشه، تو بگیر بشین و پولت رو حاضر کن. همه 600 تا رو خودم می کشم!

موسم افسونگر (Season of the Witch) – محصول 2011
کارگردان: دومنیک سنا
دیالوگ گویان: نیکلاس کیج (بیمن) / ران پرلمن (فلسون)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: