دیالوگ

دیالوگ دویست و هشتاد و هشتم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/02/12

پایپر: چرا این کار رو کرد؟ چرا کانث همسرت رو کشت؟
مک گروبر: نمی دونم. هیچ ایده ای ندارم. ما خیلی اتفاقا با هم دوست بودیم. هر سه تامون یه کالج می رفتیم، من و کیسی و کانث. بعد از فارغ التحصیلی کانث با کیسی نامزد کرد و بعد هم از من خواست توی عروسیشون ساقدوش بشم. این درست همون وقتی بود که من شروع کردم به تیک زدن با کیسی و چندین بار ترتیبش رو دادم. اتفاقا اون اولین کسی بود که بهش اجازه دادم با کونم ور بره! یه کم بعدش، کیسی کانث رو بخاطر من ول کرد. البته کیسی اون موقع از کانث حامله بود، اما من ازش خواستم که بچه رو سقط کنه تا یه زندگی تازه رو با هم شروع کنیم. اونم قبول کرد. ما خیلی عاشق هم بودیم. اما اون کانث لعنتی عشقم رو ازم گرفت. هیچوقت نفهمیدم چرا!
پایپر: عجب خر تو خری بوده!
مک گروبر: ممنونم!

مک گروبر (MacGruber) – محصول 2010
کارگردان: جورما تاکن
دیالوگ گویان: ویل فورت (مک گروبر) / رایان فیلیپ (پایپر)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: