دیالوگ

دیالوگ سیصد و هفتاد و ششم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/06/20

(سلیم قصد دارد بخاطر اطلاعاتی که دارد از فانتوم حق السکوت بگیرد)
فانتوم: خیلی خب، خیلی خب، برای اینکه دهنت رو ببندی از من چی میخوای؟
سلیم: هاها! باید رستوران زنجیره ایت رو بدی به من!
فانتوم: امکان نداره.
سلیم: خب پس، باید 50% رستوران زنجیره ایت رو بدی به من، اسمش رو هم بذاری رستوران فانتوم و سلیم.
فانتوم: نه.
سلیم: 25% ؟
فانتوم: حرفشم نزن.
سلیم: پس باید یه مغازه ماست فروشی کنار رستورانت باز کنی!
فانتوم: قبوله.
سلیم: اونوقت سودش مال منه!
فانتوم: نه.
سلیم: خب یه ذره از سودش.
فانتوم: نه.
سلیم: پس هر موقع اومدم باید بهم ماست مجانی بدی!!
فانتوم: باشه، قبوله.
سلیم: یه چیز دیگه. چندتا از زنهات رو هم می خوام!
فانتوم: یعنی چندتا؟
سلیم: بیست تا!
فانتوم: نه.
سلیم: خب یکی.
فانتوم: نه.
سلیم: خب فقط به یکیشون دست بزنم!
فانتوم: قبول. پس دیگه توافق کردیم.

سر به سر زوهان نذار (You Don’t Mess With the Zohan) – محصول 2008
کارگردان: دنیس داگن
دیالوگ گویان: راب اشنایدر (سلیم) / جان تورتورو (فانتوم)

.

Advertisements

دیالوگ صد و نود و ششم

Posted in 2007 by Bardia Barj on 2010/10/11

(استن مینتون که قرار است 6 ماه دیگر به زندان برود، شنیده است که آنجا به همه تازه واردها تجاوز می کنند!)
میندی: اوه عزیزم، عیب نداره. خیلی اتفاقها ممکنه توی این 6 ماه بیوفته.
استن: مثلا چه اتفاقی ؟؟؟ کون من دندون در میاره ؟؟؟؟؟

استن گنده (Big Stan) – محصول 2007
کارگردان: راب اشنایدر
دیالوگ گو: راب اشنایدر (استن) / جنیفر موریسون (میندی)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: