دیالوگ

دیالوگ چهارصد و شصت و سوم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/09/20

فرانک: می‌دونی این شبیه چیه، آپریل؟ این صحبت‌ها؟ همهء ایده اینجوری مهاجرت کردن به اروپا؟ شبیه احساسیه که وقتی اولین بار توی خط مقدم توی جنگ داشتم. من هم شاید به اندازه هر کس دیگه‌ای ترسیده بودم، ولی در درونم هیچوقت احساسی به اون خوبی نداشتم. احساس می‌کردم زنده‌ام. پر از خون هستم. و همه‌چیز به نظر واقعی‌تر می‌اومد. آدم‌ها توی یونیفرم‌هاشون، برفی که رو زمین‌ها نشسته بود، درخت‌ها. و همه ما داشتیم حرکت می‌کردیم. منظورم اینه که البته که ترسیده بودم. ولی داشتم فکر می‌کردم: این خودشه. این خود حقیقته.
آپریل: من هم یه بار همچین احساسی داشتم.
فرانک: کی؟
آپریل: اولین باری که با من عشق‌بازی کردی.

جاده دگرگونی (Revolutionary Road) – محصول 2008
کارگردان: سام مندز
دیالوگ گویان: کیت وینسلت (آپریل ویلر) / لئوناردو دی‌کاپریو (فرانک ویلر)

(انتخاب از: Libero)

.

Advertisements

دیالوگ چهارصد و شصت و یکم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2011/09/18

آپریل: نمی‌بینی؟ همه ایده همینه! تو می تونی کاری رو انجام بدی که می‌بایست هفت سال پیش شرایطش برات فراهم می‌شد. تو فرصت خواهی داشت. برای اولین بار توی زندگیت تو فرصت داری که کاری که واقعاً دوست داری انجامش بدی رو پیدا کنی. و وقتی که پیداش کردی، وقت و آزادی داری که اون کار رو شروع کنی.
فرانک: خیلی واقعی به نظر نمی‌آد.
آپریل: نه، فرانک. اینی که الان هست غیرواقعیه. این برای یه مرد با یه ذهن باز غیرواقعیه که سال‌های سال کاری رو ادامه بده که نمی‌تونه تحمل کنه. بیآد خونه، جایی که نمی‌تونه بمونه، پیش همسرش که اون هم عیناً از تحمل همون چیزها کلافه شده.

جاده دگرگونی (Revolutionary Road) – محصول 2008
کارگردان: سام مندز
دیالوگ گویان: کیت وینسلت (آپریل ویلر) / لئوناردو دی‌کاپریو (فرانک ویلر)

پ.ن: Revolutionary در اینجا اسم خاص محسوب می‌شود و نیازی به فارسی کردن آن نیست. ولی با در نظر گرفتن ماجرای فیلم و ارتباط معناییش با نام آن، «جاده دگرگونی» را برای نام فارسی فیلم انتخاب کرده ام.

(انتخاب از: Libero)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: