دیالوگ

دیالوگ ششصد و دوازدهم

Posted in 2008 by Bardia Barj on 2013/07/06

مایکل: نمی‌خواستم ناراحتت کنم.
هانا: تو نمی‌تونی ناراحتم کنی. تو اونقدر مهم نیستی که بتونی ناراحتم کنی.

خواننده (The Reader) – محصول 2008
کارگردان: استفن دالدری
دیالوگ گویان: رالف فینس (مایکل) / کیت وینسلت (هانا)

(انتخاب از: میم جان)

.

دیالوگ چهارصد و چهل و هفتم

Posted in 1993 by Bardia Barj on 2011/09/01

(بیانات آمون گوت، فرمانده اس. اس. برای سربازانش در صبح روز قتل عام یهودیان شهر کراکوی لهستان)

آمون گوت: امروز تاریخ است. امروز به یادها خواهد ماند. سال‌ها بعد جوان‌ها با شگفتی درباره امروز خواهند پرسید. امروز خود تاریخ است و شما جزئی از آن هستید. ششصد سال پیش وقتی که در سرزمینی دیگر یهودیان به خاطر شیوع مرگ سیاه مورد سرزنش قرار گرفتند، کازیمیر کبیر به یهودیان گفت که می‌توانند به کراکو بیایند. آنها آمدند. دار و ندارشان را به این شهر آوردند و مستقر شدند. در تجارت، علم، آموزش و هنر پیشرفت کردند. با دست خالی آمدند و با دست خالی به موفقیت رسیدند. برای شش قرن آنها ساکنان کراکوی یهودی بودند. عصرِ امروز از آن شش قرن تنها شایعه‌ای می‌ماند. انگار هیچوقت نبوده‌اند. امروز تاریخ است.

فهرست شیندلر(Schindler’s List) – محصول 1993
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
دیالوگ گو: رالف فینس (آمون گوت)

(انتخاب از: Libero)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: