دیالوگ

دیالوگ صد و پانزدهم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/08/22

ایلین: اه اه! کار ِ لعنتی ِ دفتری! آخه کی دلش می خواد همچین کاری داشته باشه؟ پشت یه میز مسخره و لعنتی بشینی، یه تلفن مسخره هم داشته باشی،  یه مشت کاغذ لعنتی و مسخره هم بهت بدن، یه خودکار مسخره، شروع کنی مزخرف بنویسی، چرت و پرت. اینو که میمون هم می تونه انجام بده!!

هیولا (Monster) – محصول 2003
کارگردان: پتی جنکینز
دیالوگ گو: چارلیز ترون (ایلین)

.

دیالوگ صد و چهاردهم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/08/21

سلبی: ما هر چقدر دلمون بخواد می تونیم متفاوت باشیم! اما دلیل نمیشه که تو مردم رو بکشی!!
ایلین: کی گفته ؟؟؟ رابطهء من با خدا خیلی خوبه! خیلی با هم ردیفیم ! … می دونم مردم به چیزهای کثیفی فکر می کنن، لعنتی ها!، همین طور هم هست. بهت میگن «تو نباید آدم بکشی»، یا یه مزخرفی تو همین مایه ها. اما سلبی، دنیا این مدلی نمی چرخه. چون من دارم هر روز ِ لعنتیم رو توی این دنیا زندگی می کنم. کی می دونه خدا چی می خواد؟ مردم هر روز دارن همدیگرو می کشن، برای چی؟ هان؟ برای سیاست، برای مذهب، اونوقت اونا میشن قهرمان!! خیلی کارهای کثیفی هست که من دیگه نمیتونم انجامشون بدم، اما آدم کشتن جزو اونا نیست!

هیولا (Monster) – محصول 2003
کارگردان: پتی جنکینز
دیالوگ گو: چارلیز ترون (ایلین) / کریستینا ریچی (سلبی)

.

دیالوگ صد و چهارم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/08/17

ایلین: «تنها چیزی که نیاز داری عشق هست و اینکه به خودت ایمان داشته باشی» … ایدهء باحالیه!، البته دقیقا اینطوریا هم نیست. اما فکر کنم بهتر باشه آدم یه دروغ تند و تیز رو بشنوه، بجای اینکه حقیقت رو از 13 سالگی بدونه.

هیولا (Monster) – محصول 2003
کارگردان: پتی جنکینز
دیالوگ گو: چارلیز ترون (ایلین)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: