دیالوگ

دیالوگ سیصد و نهم

Posted in 1983 by Bardia Barj on 2011/03/25

ماریون: من تا حالا چندتا رابطه داشتم، اما با هیچکدومشون مثل دخترای توی فیلمها شعله ور نشدم. مردا همدیگرو بخاطر من میکشن، اما اصلا برام مهم نیست. ترجیح میدم اصلا از این موضوع با خبر نشم. چیزی که باید  اتفاق بیوفته اینه که جرقه ای که یهو در من زده میشه، در طرف مقابل هم بوجود بیاد، ناگهانی و متقابل. من امیدم رو از دست نمیدم. بالاخره این اتفاق یه روزی میوفته و من یهو شعله ور میشم.
پی یر: شاید این اتفاق یدفعه و ناگهانی نیوفته. اون هوسی که یهو شعله ور بشه خیلی زود هم میسوزه و از بین میره.
ماریون: نه. این اتفاق باید کاملا ناگهانی بیوفته، به شکلی که غافلگیر بشی.
پی یر: خب بعدش چی؟ بعد از این غافلگیری چی میشه؟
هنری: بعد از این غافلگیری دوباره چندین غافلگیری دیگه اتفاق میوفته. چرا تو همش نگران «بعدش» هستی؟
پی یر: چون عشق مثل زندگی توی زمان جریان داره.
هنری: درسته، اما توی زمان حال. اگه تو توی آیندهء مجهول زندگی کنی، خب در اصل اصلا زندگی نمیکنی.

پائولین در ساحل (Pauline à la plage) – محصول 1983
کارگردان: اریک رومر
دیالوگ گویان: آریل دمباسل (ماریون) / پاسکال گرگوری (پی پر) / فئودور اتکین (هنری)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: