دیالوگ

دیالوگ صد و شصت و ششم

Posted in 1995 by Bardia Barj on 2010/09/25

بازرس ویلیام سامرست: فکر نکنم بتونم به زندگی تو جایی که از بی احساسی و بی عاطفگی حمایت می کنه و اون رو پرورش میده ، ادامه بدم. انگار این بی عاطفگی تبدیل به یه فضیلت یا مزیت شده!
بازرس دیوید میلز: تو متفاوت نیستی، بهتر از بقیه هم نیستی.
بازرس ویلیام سامرست: من نگفتم که من متفاوتم یا بهترم. نه! نیستم! من دارم همدردی می کنم. من دارم کاملا همدردی می کنم. بی عاطفگی یه راه حل هست. منظورم اینه که خیلی راحت تره که خودت رو غرق مواد مخدر کنی، بجای اینکه با زندگی روبرو بشی. خیلی راحت تره که چیزی رو که میخوای بدزدی، بجای اینکه درست به دستش بیاری. خیلی راحت تره که یه بچه رو کتک بزنی، بجای اینکه تربیتش کنی. عشق هزینه داره، هم کار میبره و هم تلاش میخواد.

هفت (Se7en) – محصول 1995
کارگردان: دیوید فینچر
دیالوگ گویان: برد پیت (بازرس دیوید میلز) / مورگان فریمن (بازرس ویلیام سامرست)

.

Advertisements

دیالوگ شصت و هشتم

Posted in 1994 by Bardia Barj on 2010/07/31

اندی: این زیبایی ِ موسیقیه. اونا نمی تونن این رو از تو بگیرن. تا حالا نشده همچین حسی در مورد موسیقی داشته باشی؟
رد: وقتی جوون بودم یه کمی سازدهنی می زدم. هرچند دیگه علاقه خاصی بهش ندارم. توی اینجا (زندان) خیلی معنی نمیده.
اندی: اینجا اتفاقا جاییه که بیشترین معنی رو میده! تو بهش نیاز داری، برای همین فراموشش نمیکنی.
رد: چی رو فراموش نمیکنم؟
اندی: اینکه جاهایی توی این دنیا هست که از سنگ ساخته نشده. که یه چیزی توی درون وجود داره که اونها نمی تونن بهش برسن، نمی تونن بهش دست بزنن و اون فقط مال توه.
رد: در مورد چی صحبت می کنی؟
اندی: امید.

رستگاری در شاوشنک (The Shawshank Redemption) – محصول 1994
کارگردان: فرنک دارابونت
دیالوگ گویان: تیم رابینز (اندی) / مورگان فریمن (رد)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: