دیالوگ

دیالوگ پانصد و نود و هشتم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2012/10/04

اندرو: اون قدیما که تازه میخواستم برم کالج یه همسایه داشتم به اسم جوئل که حسابی اهل دود و دم بود. یه روز ازش پرسیدم جوئل میخوای چیکاره بشی؟ برگشت گفت کارشناس هواشناسی! گفتم آخه چرا؟ گفت واسه اینکه تنها شغلیه که میتونم هر روز اشتباه کنم و هیچ وقت هم اخراج نشم!!

هیولاها (Monsters) – محصول 2010
کارگردان: گرث ادواردز
دیالوگ گو: اسکوت مک نیری (اندرو)

.

 

 

 

Advertisements

دیالوگ پانصد و نود و هفتم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2012/10/02

سامانتا: اینکه تو عکاسی و الان اینجایی، اینکه همش منتظری که یه اتفاق بدی بیوفته که عکس بگیری و ازش پول در بیاری، اذیتت نمیکنه؟
اندرو: بذار یه چیزی ازت بپرسم. میدونی انتشارات پدرت چقدر پول واسه عکس بچه ای که بدست هیولاها کشته شده میده؟ 50 هزار دلار. حالا میدونی بابت عکس بچه ای که خوشحاله و داره میخنده چقدر پول میده؟ … هیچی. میدونی این منو تو چه شرایطی قرار میده؟ که بیام اینجا و عکاس تراژدی بشم.

هیولاها (Monsters) – محصول 2010
کارگردان: گرث ادواردز
دیالوگ گویان: اسکوت مک نیری (اندرو) / ویتنی ایبل (سامانتا)

.

 

 

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: