دیالوگ

دیالوگ پانصد و سی و ششم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2012/02/18

پاول: من هیچ وقت نفهمیدم، چه کسایی عتیقه می خرن و این چیزا به چه دردشون می خوره.
آینز: کسایی که تو گذشته زندگی می کنن، کسایی که فکر می کنن اگه زود تر به دنیا می اومدن خوشبخت تر بودن.
پاول: قبول دارم. نوستالژی در واقع یک جور فراره، فرار از درد های امروز.

نیمه شب در پاریس (Midnight in Paris) – محصول 2011
کارگردان: وودی الن
دیالوگ گویان: مایکل شین (پاول) / ریچل مک آدامز (آینز)

(انتخاب از: شهاب فرید)

دیالوگ سیصد و هفتادم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2011/06/14

ویکتور: من به تو زندگی دادم!
لوسین: تو به من اسارت دادی!
ویکتور: فکر می کردم بعد از این همه سال یاد گرفته باشی که تو نمیتونی یکی از اینها رو بدون اون یکی داشته باشی.

دنیای زیرزمینی: قیام لیکانها (Underworld: Rise of the Lycans) – محصول 2009
کارگردان: پاتریک تاتوپولوس
دیالوگ گویان: مایکل شین (لوسین) / بیل نایی (ویکتور)

.

دیالوگ صد و دهم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2010/08/19

مامور FBI هلن برادی: اون بمب های لعنتی کجاس؟ حرف بزن! بگو اون بمبها کجاس.
یوسف: شکنجم کن! بکن! من عاشق کشورم هستم، شما آدمها گه زدین بهش. من عاشق مذهبم هستم، شماها بهش توهین می کنین. فقط یه چیز رو فراموش نکن، من اینجا هستم چون خودم خواستم که اینجا باشم. من گذاشتم که دستگیرم کنین چون من ترسو نیستم. من خودم انتخاب کردم که چهره به چهره با ظالمین مواجه بشم. شما به من میگین وحشی. خود شما چی هستین؟ هان؟ شما انتظار دارین که من برای 50 نفر شهروندی که توی انفجار کشته شدن گریه کنم. شما هر روز همین تعداد آدم میکشین!

فکر نکردنی (Unthinkable) – محصول 2010
کارگردان: گریگور جردن
دیالوگ گویان: کری ان ماس (هلن برادی) / مایکل شین (یوسف)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: