دیالوگ

دیالوگ ششصد و سیزدهم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2013/07/07

مکس: یه دفعه پلیس بازداشتم کرد بعد که دیدن به جز خودم برای کسی خطری ندارم ولم کردن!

مری و مکس (Mary and Max) – محصول 2009
کارگردان: آدام الیوت
دیالوگ گو: فیلیپ سیمور هافمن (مکس)

(انتخاب از: میم جان)

.

Advertisements

دیالوگ شصت و سوم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2010/07/28

مکس: من چندتا کلمه جدید اختراع کردم. مثل «گیجفته» که یعنی هم زمان گیج و آشفته بودن!! یا مثلا «چرف» که یه چیزی هست بین چرک و برف!! و «له ورده» که همون خوراکی و هله و هوله هستن که ته کیف میمونن و له میشن. من این کلمات رو برای دیکشنری آکسفورد فرستادم که توی کتابشون اضافه کنن، اما تا الان که جوابی ازشون نیومده.

مری و مکس (Mary and Max) – محصول 2009
کارگردان: آدام الیوت
دیالوگ گو: فیلیپ سیمور هافمن (مکس)

پ.ن: در این دیالوگ، واژه «گیجفته» (Gijofteh) بجای Confused + Puzzled = Confuzzled آمده. همچنین «چرف» (Cherf) برای ترجمه Snow + Dirt = Snirt بکار برده شده. و «له ورده» هم برای Smushables ساخته شده است. لازم بود برای رساندن مفهوم اصلی، این کلمات را هم به شکلی ترجمه کنم.

دیالوگ پنجاه و نهم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2010/07/27

مکس: متاسفانه توی آمریکا بچه ها از توی قوطی نوشابه بیرون نمیان. من وقتی چهار سالم بود از مادرم این سئوال رو پرسیدم که بچه ها از کجا میان. اون گفت که بچه ها از توی تخمهایی بیرون میان که خاخامها روی اون میشینن!! اگه شماها یهودی نیستین روی تخمهای بچه های شما راهبه ها میشینن. اگر هم کافر هستین روی تخمهاتون فاحشه های کثیف و تنها میشینن!!!

مری و مکس (Mary and Max) – محصول 2009
کارگردان: آدام الیوت
دیالوگ گو: فیلیپ سیمور هافمن (مکس)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: