دیالوگ

دیالوگ چهارصد و هفتاد و پنجم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/10/04

پولین: من فقط می خوام که توری برگرده.
مری: پائولین گوش کن، توری لــزبــیــن نیست! پس تو باید فراموشش کنی.
پولین: لزبین؟ لــزبــیــن؟ داری سر به سرم میذاری؟ تو فکر می کنی من لزبینم؟!؟
مری: تو یه دختری که عاشق یه دختر دیگه شدی. مگه اینطور نیست؟
پولین (با فریاد و گریه): نه! من پائولین ام که عاشق توری شده، یادت نمیاد؟ و توری هم عاشق منه، چون اون مال منه و من مال اونم و هیچکدوم ما لزبین نیستیم!

گمشده و هذیان گو (Lost and Delirious) – محصول 2001
کارگردان: لی پول
دیالوگ گویان: میشا بارتون (مری) / پایپر پرابو (پولین)

.

Advertisements

دیالوگ چهارصد و هفتاد و سوم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/10/02

مری: نامادریم همیشه جلوی من در موردم حرف میزنه. از این کارش متنفرم. از خودش هم همینطور. فکر کنم به رابطهء من با پدرم حسودیش میشه.
توری: خب نامه برای مامانت چی می نویسی؟
مری: مامانم 3 سال پیش مُرد. فکر نکنم هیچ توجیهی برای نامه دادن بهش وجود داشته باشه.
پولین: شاید صدات رو بشنوه.
مری (با بغض و اشک): اگه بخوام یه نامه بنویسم «مادر عزیزم، یادت میاد وقتی که مریض بودی، داشتی میمردی، چی ازم خواستی؟ پاییز بود، هنوز هوا گرم بود و اتاقت بوی سیب گندیده میداد. من سرت رو گرفته بودم توی بغلم، تو خیلی تند تند نفس می کشیدی، بهم گفتی مری، فراموشم نکن. و مسئله اینه که من بعضی وقتها یادم میره که چه شکلی بودی»
توری: واقعا یادت نمیاد چه شکلی بود؟
مری: بعضی وقتها.

گمشده و هذیان گو (Lost and Delirious) – محصول 2001
کارگردان: لی پول
دیالوگ گویان: میشا بارتون (مری) / پایپر پرابو (پائولین) / جسیکا پار (توری)

.

دیالوگ چهارصد و هفتاد و دوم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/10/01

توری: من هیچوقت واسه مامانم نامه ننوشتم. همیشه باهاش پای تلفن حرف زدم.
پولین: شاید واسه همینه که هیچوقت نتونستی حرف دلت رو بهش بزنی.
توری: من نمیتونم بهش بگم چی تو دلمه! چطوری اصلاً ممکنه که من بتونم بهش بگم؟ حتی توی نامه! مثلا «مادر عزیزم، من از تو متنفرم! مهمترین دلیلی که الان وجود داره اینه که اون دفعه جلوی دوستای احمقت در مورد دندونای من داشتی صحبت می کردی. تو ازم می خوام که مثل یه دختر خوب و خانم رفتار کنم و بعد که بزرگ شدم با یه پولدار ازدواج کنم مثل خودت. اما حقیقت اینه که انگار من به تو معتادم! درست مثل شوکولات! انگار همش دوست دارم نزدیکت باشم، درست مثل اینکه من یه توله سگ کوچولو باشم و تو با حرفات و لحن صدات منو اهلی کرده باشی. اما بعضی وقتها، نمی دونم، بعضی وقتها دلم می خواست که مرده باشی!»

گمشده و هذیان گو (Lost and Delirious) – محصول 2001
کارگردان: لی پول
دیالوگ گویان: پایپر پرابو (پائولین) / جسیکا پار (توری)

.

دیالوگ چهارصد و هفتاد و یکم

Posted in 2001 by Bardia Barj on 2011/09/30

پولین: کی می خواد نامه ای که برای مامان واقعی ام نوشتم رو بخونه؟
توری: بالاخره نوشتیش؟ پرورشگاه آدرسش رو بهت داد؟
پولین: نه. اما بهم گفتن که نامه رو برای مامانم میفرستن و اگه اون دلش خواست یه قرار میذارن که همدیگرو ببینیم. گوش کنین«مادر واقعی عزیزم، نترس! از نظر من اصلاً عیب نداره که تو دختر خودت رو انداختی دور! کاملا میفهمم. از من نترس، من اصلاً ترسناک نیستم. میدونم که زندگی سختی داشتی و من زندگی خوب و راحت داشتم. تو رو تصور می کنم که توی یه زیرزمین درب و داغون داری زندگی می کنی و واسه اینکه خرج زندگیت رو در بیاری داری خود فروشی می کنی. فقط می خواستم بگم که می تونیم با هم در تماس باشیم و همدیگرو ببینیم. دختر تو، پولین … پ.ن: مادر قلابیم وقتی میخنده چشماش هیچ تغییری نمیکنه و دستاش هم خیلی سرده»

گمشده و هذیان گو (Lost and Delirious) – محصول 2001
کارگردان: لی پول
دیالوگ گویان: پایپر پرابو (پائولین) / جسیکا پار (توری)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: