دیالوگ

دیالوگ پانصد و سی و هفتم

Posted in 1989 by Bardia Barj on 2012/02/23

سینتیا: میدونی، خود آلت یه مرد به تنهایی انگار یه چیز کاملا جداگانه س! انگار که یه هویت کاملا مستقل داره. منظورم اینه که وقتی که طرف آلتشو در میاره و من میتونم بهش نگاه کنم و لمسش کنم، کاملا فراموش میکنم که یه مرد بهش چسبیده! یادمه یه بار وقتی طرف برگشت یه چیزی بهم گفت از ترس نزدیک بود سکته کنم! میدونی که، آدم خب انتظار نداره یه آلت باهاش حرف بزنه!

سـ.ـکس، دروغ و نوار ویدئو (S*x, Lies and Videotape) – محصول 1989
کارگردان: استیون سادربرگ
دیالوگ گو: لارا سن جاکومو (سینتیا)

پ.ن: در اینجا واژهء آلت بجای کلمهء Organ به کار رفته. منظور آنکه این از موارد مودب سازی متن توسط اینجانب نیست!

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: