دیالوگ

دیالوگ شصت و ششم

Posted in 1996 by Bardia Barj on 2010/07/30

دودو: دکتر ریچاردسون گفت که ممکنه حال یان دوباره بدتر بشه.
بس: من کسی هستم که جون اون رو نجات دادم. می تونم دوباره این کار رو بکنم.
دودو: بس، در مورد چی صحبت می کنی؟
بس: من برای یان داستانهای عاشقانه تعریف کردم. درست مثل این بود که دوباره با هم هستیم، اون و من. عشق هست که می تونه یان رو نجات بده. اون نباید عشق رو فراموش کنه. خودش اینو به من گفت، و بهم گفت که باید چیکار کنم.
دودو: بس، خیلی خوبه که تو به حرفهای یان گوش میدی، اما نذار که اینقدر روی تو تسلط داشته باشه. بیماری قدرت نفوذش رو بیشتر هم کرده، خودت اینو خوب میدونی.
بس: من یان رو نجات دادم.
دودو: (با عصبانیت) اینطوری حرف نزن! این احمقانه است.
بس: تو همیشه می گفتی که من احمق نیستم!
دودو: خب تو احمقی اگه حرفهای احمقانه بزنی.
بس: چرا الان به من میگی احمق؟
دودو: چونکه من دارم تورو می بینم که توی یه دنیای خیالی داری محو میشی و این نگرانم میکنه. من همیشه عصبانی میشدم وقتی مردم به تو میگفتن احمق، اما… تو واقعا احمقی!!

شکستن امواج (Breaking the Waves) – محصول 1996
کارگردان: لارس فون تریه
دیالوگ گویان: کاترین کارتلیج (دودو) / امیلی واتسون (بس)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: