دیالوگ

دیالوگ سیصد و هفتاد و سوم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/06/17

استون: چرا الان تو پشت اون میز نشستی و از من این سئوالای مزخرف رو میپرسی. تو خودت تا حالا تو زندگیت هیچ کاری نکردی؟ چرا تو باید آزاد بچرخی و من اینجا تو زندون باشم؟
جک: من مجرم نیستم!
استون: آهان! یعنی تو تا حالا خلاف نکردی؟ به هیچ کس ظلم نکردی؟ تا حالا هیچوقت نشده که تو موقعیتی باشی که کسی تورو ببخشه؟
جک: نه. من هیچوقت قانون رو زیر پا نذاشتم.
استون: هاه! یعنی تو هیچوقت موقع رانندگی جریمه نشدی؟ هیچوقت پشت کسی که دعواش شده وا نستادی؟ هیچوقت توی جنگ، مثلا ویتنام، اشتباهی یه بچه رو نکشتی؟ هیچوقت به زنت خیانت نکردی؟ هیچوقت ترتیب یه دختر بچه 15 ساله که کنار خیابون واستاده رو ندادی؟…
جک: خیلی خب دیگه! بس کن!
استون: نه! واقعا می خوام بدونم! تا کی میخواین در مورد آدما فقط از روی یه کار اشتباه قضاوت کنین؟

استون (Stone) – محصول 2010
کارگردان: جان کیورن
دیالوگ گویان: ادوارد نورتون (استون) / رابرت دنیرو (جک)

.

Advertisements

دیالوگ سیصد و هفتاد و دوم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/06/16

استون: تا حالا به چیزایی که میگن تا بی نهایت ادامه داره فکر کردی؟
لوستا: هان؟!؟
استون: چیزایی که تا بی نهایت ادامه داره. مثل آسمون. میگن که آسمون تا بی نهایت هست. اما واقعا معنیش چیه؟ منظورم اینه که تو چیزی رو که نمی تونی ببینی، خب نمی تونی ببینی! این درست مثل اینه که یه ظرفی که توش پر از آبی هست بالا سرته. می تونی ابرها رو توی روز و ستاره ها رو توی شب ببینی، اما حتی با تلسکوپ هم نمی تونی تا بی نهایت رو نگاه کنی. پس اونا از کجا می دونن؟
لوستا: چیو از کجا می دونن؟
استون: اینکه ابدیت چیه! واقعا از کجا می دونن؟

استون (Stone) – محصول 2010
کارگردان: جان کیورن
دیالوگ گویان: ادوارد نورتون (استون) / میلا یووویچ (لوستا)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: