دیالوگ

دیالوگ چهارصد و پنجاه و چهارم

Posted in 1960 by Bardia Barj on 2011/09/09

پاتریشیا: خوابیدن خیلی غم انگیزه. خواب آدما رو از هم جدا می کنه. حتی وقتی هم که با همدیگه ‌خوابیده باشین، تو کاملاً تنها هستی.

از‌نفس‌افتاده (Breathless) – محصول 1960
کارگردان: ژان لوک گدار
دیالوگ گو: ژان سبرگ (پاتریشیا)

(انتخاب از: Libero)

.

Advertisements

دیالوگ چهارصد و پنجاه و سوم

Posted in 1960 by Bardia Barj on 2011/09/08

(در حال دزدیدن ماشین از پارکینگ)

پاتریشیا: به نگهبان جلوی در چی بگم؟
میشل: به انگلیسی بهش بگو «شب به خیر». یارو چیزی بهت نمی‌گه. فرانسوی‌ها این جور مواقع زرد می‌کنن.
پاتریشیا: یعنی چی «زرد میکنن»؟
میشل: یعنی می‌ترسن که نکنه ضایع بشن، تو هم ‌ترسیدی؟
پاتریشیا: الان دیگه واسه ترسیدن خیلی دیر شده.

از‌نفس‌افتاده (Breathless) – محصول 1960
کارگردان: ژان لوک گدار
دیالوگ گویان: ژان سبرگ (پاتریشیا) / ژان پل بلموند (میشل)

(انتخاب از: Libero)

.

دیالوگ چهارصد و پنجاه و دوم

Posted in 1960 by Bardia Barj on 2011/09/07

پارولسکو: دو چیز مهم در زندگی وجود داره: برای مردها، زن‌ها؛ و برای زن‌ها، پول.
مصاحبه‌گر: پس این‌طور که پیداست شما بدبین هستید.
پارولسکو: به محض اینکه شما یه دختر خوشگل رو همراه یه مرد پولدار می‌بینید، بدون هیچ فکری با خودتون می‌گید که دختره دختر خوبیه و اون مرتیکه یه موش کثیفه!

از‌نفس‌افتاده (Breathless) – محصول 1960
کارگردان: ژان لوک گدار
دیالوگ گو: ژان‌پیر ملویل (پارولسکو)

(انتخاب از: Libero)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: