دیالوگ

دیالوگ دویست و سی و پنجم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2010/11/18

کاب: تو، دنیایی از رویا خلق می کنی. ما اشخاص رو می بریم توی این رویا و اونها رو از ناخوداگاهشون انباشته می کنیم.
آریادن: من چطوری می تونم به اندازه کافی اطلاعات جمع کنم تا بتونم کاری کنم که اونا فکر کنن این دنیا واقعیه؟
کاب: رویاهای ما، اونها واقعی هستن، تا زمانی که ما توی اونها هستیم. فقط وقتی بیدار میشیم متوجه میشیم که یه جای کار میلنگه! بذار یه سئوال ازت بپرسم. تو هیچوقت نمی تونی ابتدای یه خواب رو بخاطر بیاری، درسته؟ تو همیشه پرت میشی درست وسط یه خواب.
آریادن: فکر کنم آره. همینطوره.
کاب: خب، بهم بگو ببینم، ما چطوری اومدیم اینجا؟
آریادن: خب ما از چیز اومدیم، ما از … ممم …
کاب: درست فکر کن آریادن! تو چطوری اومدی اینجا؟ الان دقیقا کجا هستی؟
آریادن: ببینم! نکنه ما الان داریم خواب می بینیم ؟؟!؟!
کاب: تو الان دقیقا وسط یه کارگاه آموزشی خوابیدی! و این اولین درس تو در مورد به اشتراک گذاشتن رویا ست. خونسردی خودت رو حفظ کن!!

سرآغاز (Inception) – محصول 2010
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: لئوناردو دی کاپریو (کاب) / الن پیج (آریادن)

.

دیالوگ دویست و سی و چهارم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2010/11/17

کاب: برای اینکه بتونیم این کار رو انجام بدیم، باید خلبان رو بخریم!
آرتور: البته باید خدمه هواپیما رو هم بخریم!
سایتو: من کل شرکت هواپیمایی رو خریدم!!
(بقیه با تعجب به سایتو نگاه می کنند)
سایتو: خب اینطوری خیالمون راحت تره!

سرآغاز (Inception) – محصول 2010
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گویان: لئوناردو دی کاپریو (کاب) / ژوزف گوردون لویت (آرتور) / کن واتانابی (سایتو)

.

دیالوگ دویست و سی و سوم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2010/11/17

مل: تو منتظر قطار هستی، یک قطار تو رو به یه جای دور میبره، تو میدونی که دلت میخواد این قطار کجا بره، اما نمی تونی مطمئن باشی. اما این اصلا مهم نیست، چون ما با هم هستیم.

سرآغاز (Inception) – محصول 2010
کارگردان: کریستوفر نولان
دیالوگ گو: ماریون کاتیلارد (مل)

.

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: