دیالوگ

دیالوگ پانصد و هفتاد و پنج

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2012/06/13

هوگو: هر چیزی یه هدف و مقصودی داره، حتی دستگاه‌ها. ساعت‌ها زمان رو حساب می‌کنن و قطارها آدما رو جابه جا میکنن. همه همون کاری که براش ساخته شدن رو انجام میدن… شاید به خاطر همینه که دیدن دستگاه‌های خراب اینقدر منو ناراحت می‌کنه. چون نمی‌تونن کاری رو که براش ساخته شدن، انجام بدن. شاید آدما هم همینطوری باشن. اگه هدفت رو گم کنی، مثل اینه که خراب شده باشی.

هوگو (Hugo) – محصول ۲۰۱۱
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
دیالوگ گو: اشا باترفیلد (هوگو کابرت)

(انتخاب از: امیر صادقپور)

.

Advertisements

دیالوگ پانصد و هفتاد و سوم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2012/06/09

هوگو (در حالی که به همراه ایزابل بالای برج ساعت ِ ایستگاه است): بعد از مرگ پدرم زیاد این بالا میومدم. با خودم فکر می‌کردم کل دنیا یه دستگاه خیلی بزرگه. ماشین‌ها هیچ وقت با قطعات اضافی تحویل داده نمیشن؛ میدونی که؟ دقیقا با همون تعداد قطعاتی که لازم دارن ساخته میشن.. برای همین با خودم فکر کردم از اونجایی که جهان یه ماشین خیلی بزرگه، نمیتونم براش مثل یه قطعه‌ی اضافی باشم. باید یه دلیلی وجود داشته باشه که من اینجا هستم؛ و این یعنی وجود تو هم باید دلیل خاصی داشته باشه.

هوگو (Hugo) – محصول ۲۰۱۱
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
دیالوگ گو: اشا باترفیلد (هوگو کابرت)

(انتخاب از: امیر صادقپور)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: