دیالوگ

دیالوگ چهارصد و پنجاهم

Posted in 1995 by Bardia Barj on 2011/09/04

جف: تو رفته بودی تو نخ من؟
هیلی: بذار همینجا قضیه رو روشن کنیم. تو رفته بودی تو نخ من! من با یه اسم دیگه اومدم توی چت روم و تو اونجا انگار میخواستی با همهء دخترا آشنا بشی. اما تا فهمیدی که بقیه از من بزرگترن و من خیلی از تو کوچیکترم، همه اونا رو به یه چشم بهم زدن پیچوندی. تو این همه وقت برای یکی  توی سن و سال من صرف کردی!
جف: خب من با بقیه حرف نزدم چون همشون بی ربط بودن. من و تو خیلی شبیه بودیم.
هیلی: هاه!
جف: چیه؟ فکر می کنی هر چی گفتم الکی بوده؟
هیلی: میدونی، خیلی بامزه اس! چون هر دفعه که من از یه خواننده یا گروه بی نام و نشون بهت می گفتم، تو همه چیز رو در موردشون میدونستی، اما نه همون موقع! چند دقیقه بعد! احتمالا وقت کافی پیدا می کردی که بری در موردش توی اینترنت بخونی. … جف، تو دقیقاً در مورد گلدفرپ از همون جمله ای استفاده کردی که توی سایت آمازون نوشته بودن! دیدی؟ گیرت انداختم!
جف: بابا بیخیال! من داشتم سعی می کردم تحت تاثیرت قرار بدم! من اولین پسری نیستم که توی اینترنت برای یه دختر خالی می بنده! این دلیل نمیشه که دست و پای منو ببندی و شکنجه ام کنی!!!

هارد کندی (Hard Candy) – محصول 2005
کارگردان: دیوید اسلید
دیالوگ گویان: الن پیج (هیلی) / پاتریک ویلسون (جف)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: