دیالوگ

دیالوگ دویست و شصت و سوم

Posted in 2006 by Bardia Barj on 2011/01/05

کی آیفل: فکر می کنی من تا الان چند نفر رو کشتم؟
پینی اشر: کی! مزخرف نگو!
کی آیفل: نه جدی! چند نفر؟
پنی اشر: نمی دونم.
کی آیفل: هشت تا!
پنی اشر: کی، تو باید…
کی آیفل: شمردم همه رو! من هشت نفر رو کشتم!
پنی اشر: اونا شخصیتهای قصه بودن!
کی آیفل: هارولد کریک قصه نیست! هر کتابی که تا الان من نوشتم آخرش یه نفر مرده. همشون هم آدمهای خوبی بودن. یه کتاب نوشته بودم در مورد یه معلم. بعد درست یه روز قبل از تعطیلات تابستون کشتمش. این ظالمانه نیست؟ یا یه کتاب در مورد یه مهندس عمران نوشتم. اسمش ادوارد بود. اون بدبخت رو هم با یه سکته قلبی کلکش رو کندم. من کشتمش! میفهمی پنی؟ من همشون رو کشتم!

عجیب تر از قصه (Stranger Than Fiction) – محصول 2006
کارگردان: مارک فارستر
دیالوگ گویان: اما تامپسون (کی آیفل) / کوئین لتیفا (پنی اشر)

.

Advertisements

دیالوگ بیست و هفتم

Posted in 2005 by Bardia Barj on 2010/07/09

دایه مک فی: یه چیزی هست که شما باید در مورد کار کردن من بدونین. وقتی شما به من نیاز دارین اما من رو نمیخواین، من همینجا میمونم. اما وقتی که شما من رو میخواین اما دیگه بهم نیاز ندارین، اونوقت من از اینجا میرم.
سیمون براون: ما هیچ وقت تورو نمیخوایم!
دایه مک فی: پس من هم هیچ وقت نمیرم!!.

دایه مک فی (Nanny McPhee) – محصول 2005
کارگردان: کرک جونز
دیالوگ گویان: اما تامپسون (دایه مک فی) / توماس سنگستر (سیمون براون)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: