دیالوگ

دیالوگ دویست و هفتاد و ششم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/01/24

ترمن: بری! به ما بگو واسه چی زنت ولت کرد.
بری: چون من کلـ.ـــیتوریسش رو گم کردم!!
رابین: چی؟!؟ تو کلـ.ـــیتوریسش رو گم کردی؟!؟!؟
بری: اون خیلی عصبانی شد، چون من نتونستم پیداش کنم. بهش گفتم خب شاید توی کیفت باشه! چون از هر 10 دفعه ای که یه چیزی گم میکرد، 9 بارش توی کیفش بود.
رابین: ببینم! تو اصلا میدونی کلـ.ـــیتوریس چیه؟!؟
بری: من نصف چیزایی که اون توی کیفش میذاشت رو نمیدونستم چیه!

شام برای احمقها (Dinner for Schmucks) – محصول 2010
کارگردان: جی روچ
دیالوگ گویان: استیو کرل (بری) / زک گالیفیاناکیس (ترمن) / آندرا سویج (رابین)

.

Advertisements

دیالوگ دویست و هفتاد و چهارم

Posted in 2010 by Bardia Barj on 2011/01/22

جولی: تو میخوای به اون مهمونی بری؟
تیم: جولی! فندر منو دعوت کرده. اون رئیسمه! متوجه میشی؟
جولی: اون تویی که من میشناختم باید بهش میگفت نه!
تیم: اون منی که تو میشناسی گفت نه! اما اون منی که تو نمیشناسی گفت آره!
جولی: اون تویی که من نمیشناسم؟!؟
تیم: ببین، اینجا تو هستی و منی که تو میشناسی. ما عاشق هم هستیم و زندگی خیلی خوبی داریم. اما یه منی هست که تو نمیشناسی. اون منی که تو نمیشناسی مجبوره بعضی وقتها یه کارایی بکنه که تو و منی که تو میشناسی بتونیم توی این آپارتمان خوشگل زندگی کنیم و توی رستوران غذا بخوریم و برای کریسمس بریم مسافرت. میفهمی چی میگم؟!؟

شام برای احمقها (Dinner for Schmucks) – محصول 2010
کارگردان: جی روچ
دیالوگ گویان: پاول راد (تیم) / استفانی زوستک (جولی)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: