دیالوگ

دیالوگ دویست و نود و پنجم

Posted in 2004 by Bardia Barj on 2011/03/01

دن: دلم میخواد آنا برگرده.
لری: اون انتخاب خودش رو کرده.
دن: من یه معذرت خواهی به تو بدهکارم. من عاشق آنا شدم، اما اصلا قصدم این نبود که تو رو اذیت کنم… اگه تو عاشقش هستی باید بذاری بره تا بتونه خوشحال باشه.
لری: اون نمی خواد خوشحال باشه!
دن: همه دلشون می خواد خوشحال باشن!
لری: افسرده ها نمی خوان! اونا دوست دارن غمگین باشن تا مهر تائیدی برای افسردگیشون باشه. اگه خوشحال باشن که دیگه نمی تونن افسرده باشن. اونوقت مجبورن برگردن توی دنیا و مثل آدم زندگی کنن، که البته این خودش افسرده کننده ست!

نزدیکتر (Closer) – محصول 2004
کارگردان: مایک نیکولز
دیالوگ گویان: جود لا (دن) / کلایو اوون (لری)

.

Advertisements

دیالوگ دویست و پنجاه و سوم

Posted in 2009 by Bardia Barj on 2010/12/14

ری کووال: من به تو فکر می کنم. من تمام مدت به تو فکر می کنم. من حتی وقتی کنارم هستی باز به تو فکر می کنم. بهت خیره میشم، نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم، من بهت خیره میشم و با خودم میگم «این زن… این زن میدونه من کی هستم. با این حال دوستم داره»

دوروئی (Duplicity) – محصول 2009
کارگردان: تونی گیلروی
دیالوگ گو: کلایو اوون (ری کووال)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: