دیالوگ

دیالوگ سیصد و بیست و نهم

Posted in 2011 by Bardia Barj on 2011/05/04

دختر زندانی: توی دهکدهء ما یه دختری بود که بهش اتهام جادوگری زدن. لباسش رو پر از سنگ کردن و انداختنش توی دریاچه. گفتن اگه آدم باشه حتما غرق میشه و معلومه که بی گناهه!! اون بدبخت هم اونقدر شنا کرد تاغرق نشد. آوردنش بیرون و گفتن آدم نیست، جادوگره! آتیشش زدن!

موسم افسونگر (Season of the Witch) – محصول 2011
کارگردان: دومنیک سنا
دیالوگ گو: کلر فوی (دختر زندانی)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: