دیالوگ

دیالوگ پنجاهم

Posted in 2002 by Bardia Barj on 2010/07/21

کابلیرا: گوش کن برنیس، یه چیز خیلی مهم می خوام بهت بگم. بگو ببینم، تو تا حالا چیزی در مورد» عشق در نگاه اول» شنیدی؟
برنیس: آره، اما  لوطی ها عاشق نمی شن. اونا فقط حشری میشن.
کابلیرا: ای بابا، هر حرفی که زدم رو خراب کردی که.
برنیس: لوطی ها حرف نمی زنن، اونا کلمات رو بالا میارن.
کابلیرا: ای خدا! من دارم بیخودی فک می زنم. بیخیال بشم بهتره انگار.
برنیس: لوطی ها بیخیال نمیشن، اونا فقط یه کم اون وسطها استراحت می کنن.
کابلیرا: مثل اینکه صحبت کردن در مورد عشق با تو بی فایده هست. نه ؟
برنیس: عشق! شوخی می کنی؟ مزخرف نگو.
کابلیرا: اما همینه. این احمقی که اینجاس عاشقته.

شهر خدا (City of God) – محصول 2002
کارگردان: فرناندو میرلس
دیالوگ گویان: جاناتان هاگنسن (کابلیرا) / روبرتا رودریگز (برنیس)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: