دیالوگ

دیالوگ سیصد و هشتاد و سوم

Posted in 2002 by Bardia Barj on 2011/06/27

ناتالی: درس اول ما راهنمای استفاده از مردهاس! اول یدونه خوبش رو انتخاب می کنی. یهو براش غش نمی کنی. ادای یه دختر کوچولوی معصوم و خوب رو در میاری. بذار اون نقش محافظ رو برات بازی کنه.
ساندرین: مردا فقط میخوان با ما بخوابن و بعد بذارن برن.
ناتالی: برای همینه که تو نباید باهاشون بخوابی! بدون اینکه تظاهر کنی بهشون چیز یاد بده. بذار صحبت کنن. نقطه ضعف و تعصبشون رو پیدا کن: پول، ماشین، موفقیت، کار. وقتی پیداش کردی، حالا وقتشه که چاپلوسی کنی. بعدش که مطمئن شدی این همون مرد واجد شرایطه، تسلیمش میشی. البته نه توی اولین قرار. چون اونوقت فکر می کنه که خیلی راحت بدست میای. اما خیلی هم منتظرش نذار. در حد 3 یا 4 تا شام، اونوقت بهش اون چیزی که میخواد رو بده. بهش لذتی بده که تصورش رو هم نمی تونه بکنه. بذار فکر کنه که هیچکس نمیتونه مثل اون تورو به اوج برسونه. نقش یه زن مطیع و خوشحال رو بازی کن. اما نه برای مدت زیاد. دیر یا زود باید بیخیال تظاهر بشی. نباید اینطور بنظر بیاد که اون میتونه همیشه تورو به اوج برسونه. بعد بدون اینکه اخطار داده باشی، بیخیالش میشی و شروع میکنی با یه نفر دیگه، جلوی اون، تیک زدن و تو یه شب استثنایی کار رو به اوج می رسونی. ترجیحا با یه زن دیگه. این تحقیرش میکنه. دیوونه ش میکنه. کاری میکنه که به زانو در بیاد.
ساندرین: این همیشه جواب میده؟
ناتالی: معمولا آره. این راز بشریته. ما به چیزی که بهمون ایستادگی یا بالعکس، راه فرار بده نیاز داریم.
ساندرین: کی اینا رو بهت یاد داده؟
ناتالی: مادرم…

اسباب پنهان (Secret Things) – محصول 2002
کارگردان: ژان کلود بریسو
دیالوگ گویان: کورالی رول (ناتالی) / سابرینا سیوکو (ساندرین)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: