دیالوگ

دیالوگ صد و نود و هشتم

Posted in 2004 by Bardia Barj on 2010/10/13

(جملات آغازین فیلم – برایان به عنوان راوی داستان)
برایان: تابستونی که 8 ساله بودم، 5 ساعت از زندگی من ناپدید شد. بدون اینکه هیچ اثری از خودش باقی بذاره، گم شد. آخرین چیزی که به خاطر دارم، نشسته بودم روی نیمکت زمین مسابقه. یهو بارون گرفت. بعد از اون هر اتفاقی که افتاده، فقط یه حفرهء خالی و سیاه توی زندگی منه.

پوست اسرارآمیز (Mysterious Skin) – محصول 2004
کارگردان: گرگ ارکی
دیالوگ گو: بردی کوربت (برایان)

.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: