دیالوگ

دیالوگ صد و هشتاد و هفتم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/10/06

دیو: من از دست تو شاکی نیستم. می خوای بدونی چرا؟ چون من حالم از این مدل رفتارها بهم میخوره. چون خیلی احمقانس. منظورم اینه که من و تو الان 21 ساله که با هم دوستیم. نمی خوام ازت شاکی باشم. نمی خوام ازم شاکی باشی. می خوام که خوش بگذرونیم. می خوام که خوشحال باشیم. و فکر می کنم که می تونیم. منظورم اینه که من اینجا از دست تو شاکی میشم، بعدش، لعنتی! ببین، ما هر کاری که دلمون بخواد می تونیم بکنیم. خب پس بیخیال اینکه از دست هم شاکی باشیم. نظرت چیه؟ چرا هر چیزی که توی من خوشت نمیاد و اذیتت میکنه رو بر نمیداری بندازی دور؟
اندرو: چون نمی خوام!
دیو: منظورت چیه که نمی خوای؟
اندرو: چون نمی خوام این موضوع رو فراموش کنم!
دیو: چرا؟؟
اندرو: چون تو از اون مدل آدمها هستی که بیخیال بهترین دوستت میشی و این چیزی هست که من نمی خوام فراموش کنم!
دیو: لعنت به تو! احمق! نه دیگه، حالا واقعا از دستت شاکی هستم!!

هیچ (Nothing) – محصول 2003
کارگردان: وینچنزو ناتالی
دیالوگ گویان: دیوید هویلت (دیو) / اندرو میلر (اندرو)

.

Advertisements

دیالوگ صد و هشتاد و ششم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/10/06

اندرو: بعید میدونم که مرده باشیم. چون اینجا کابل تلفن هست!!
دیو: غذا رو چیکار کنیم؟
اندرو: شاید ما یهو پرت شدیم توی یه دنیای دیگه!
دیو: حتما اینجا یه چیزی برای خوردن پیدا میشه!
اندرو: مثلا انگار از طریق یه پورتال یا یه چیز دیگه وارد یه جای دیگه شدیم.
دیو: اینجا هیچی واسه خوردن نیست!
اندرو: شاید وارد بعد چهارم* شده باشیم.
دیو: غذا کجاس ؟!؟!؟
اندرو: یه سیاه چاله، یا یه کوتولهء سرخ*. انحنای زمان! شاید ما توی انحنای زمان گیر افتادیم! ما رو دزدیدن! آره! شاید همین باشه! آدم فضایی ها مارو دزدیدن…
(دیو دیوانه وار با خودش حرف می زند، روی زمین می نشیند و با زباله ها مشغول ساختن چیزی می شود)
اندرو: … و ما رو با خودشون آوردن به سیارشون و گذاشتنمون تو یه چیزی شبیه باغ وحش با یه علامت که روش نوشته شده «به آدمها غذا ندهید!!» خیلی هم مسخره است. چون ما می میریم و کی دوست داره بره باغ وحش که دو تا آدم مرده ببینه؟؟ مگر اینکه به ما غذا بدن. خب چرا اونا قبل از اینکه ما رو تیکه تیکه بکنن، چاقمون نمی کنن؟؟ مگر اینکه بهمون غذا بدن، ما که نمی دونیم، یا به ما غذا ندن و همینطور بشینن ما رو نگاه کنن که چطوری عکس العمل نشون میدیم… ببینم، تو داری چیکار می کنی؟؟
دیو: دارم تله درست می کنم!
اندرو: برای چی؟
دیو: برای غذا ! برای غذا ! احمق ! غذذذذذا !

هیچ (Nothing) – محصول 2003
کارگردان: وینچنزو ناتالی
دیالوگ گویان: دیوید هویلت (دیو) / اندرو میلر (اندرو)

* Space-Time Continuum دستگاه مختصات چهار بعدی هست که سه بعد فضا داره و یک بعد زمان. در مورد کوتولهء سرخ (Red Dwarf) توی Wordnet اینطوری توضیح داده شده: a small cool star; approximately 100 times the mass of Jupiter

دیالوگ صد و هشتاد و پنجم

Posted in 2003 by Bardia Barj on 2010/10/06

دیو: تا حالا کسی رو کشتی؟
اندرو: چی؟ نه! تو مگه کشتی؟
دیو: اوه، آره!
اندرو: جدی کشتی؟؟
دیو (آهسته ضربه ای به سرش می زند): اینجا! چندین بار! فقط کافیه که از لحاظ ذهنی آماده باشی. میتونه حسابی خون آلود باشه.
اندرو: خون آلود؟؟؟
دیو: آره… حالا یه چیز بامزه بگو!
اندرو: هان؟؟
دیو: تو یه چیز بامزه میگی، من می خندم، تو می خندی، و ما شبیه دو تا آدمی بنظر میایم که اومدیم بیرون یه چرخی بزنیم و یه هوایی بخوریم. نه اینکه شبیه دو تا آدم باشیم که می خوان بدون هیچ تردید و درنگی یه نفر رو بگیرن بکشن!!

هیچ (Nothing) – محصول 2003
کارگردان: وینچنزو ناتالی
دیالوگ گویان: دیوید هویلت (دیو) / اندرو میلر (اندرو)

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: